بی‌تردید انسان در زیان‌کاری بزرگی است

س.م.ط.بالا

چشمِ دیدن داشتم، اما هیچگاه ندیدم؛ گوشِ شنیدن داشتم، اما هیچگاه نشنیدم؛ زبانِ گفتن داشتم، اما هیچگاه نگفتم؛ پای رفتن داشتم، اما هیچگاه نرفتم.

زیبایی بود و من ندیدم. نوای دلنشین بود و من نشنیدم. سخنِ عشق بود و من نگفتم. راه معلوم بود و من نرفتم.

اینچنین گذشت سال‌های رفته‌ی عمر. بی‌تردید انسان در زیان‌کاری بزرگی است*.

«س.م.ط.بالا»

* اشاره‌‌ای به آیه‌ی شریفه‌ی « إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ »

9
اشتراک‌گذاری
http://ideality.ir/?p=2242
لینک کوتاه این مطلب
س.م.ط.بالا
س.م.ط.بالا

چیزهایی هست که باید نوشت ....

5 دیدگاه

  1. mary

    رو به بیرون زدن از خویش دری می خواهم

  2. mary

    هر طرف رو کن و تردید نکن سوی منی

  3. mary

    زبان حال مرا آن پرنده می فهمد
    که در مناطق بی آب استوا ماندست

  4. mary

    هنوز تکه ای از عشق در بغل مانده
    هنوز جرات پرواز و یک غزل مانده

  5. mary

    بیا ای روشنی!
    اما بپوشان روی
    که می ترسم تو را خورشید پندارند …
    مهدی اخوان ثالث

ارسال پاسخ