ایده آلیتی مقالات.

گور پدر؛ حکایتی از گلستان سعدی

گور پدر؛ حکایتی از گلستان سعدی

آنگه که تو دیدی غم نانی داشتم و امروز تشویش جهانی

عالمان را زر بده تا دیگر بخوانند و زاهدان را چیزی مده تا زاهد بمانند

خر عیسی گرش به مکه برند؛ چون بیاید هنوز خر باشد

دوست را چندان قوت مده که اگر دشمنی کُنَد، توانَد

دوست را چندان قوت مده که اگر دشمنی کُنَد، توانَد

زیر پایت گر بدانی حال مور ، همچو حال توست زیر پای پیل (سعدی)

زیر پایت گر بدانی حال مور، همچو حال توست زیر پای پیل (سعدی)

لیکن نتوان زبان مردم بستن … (حکایتی از گلستان سعدی)

چشم درد ؛ حکایتی از گلستان سعدی علیه الرحمه

هنر، چشمه ی زاینده است

هنر – حکایتی از گلستان سعدی رحمت الله علیه

اندرز پدر - گلستان سعدی

اندرز پدر

سایدبار کناری

ایده آلیتی

لوگو

درباره ایده آلیتی

سعی می کنم مطالبی را منتشر کنم که می توانند ما را به فکر وادار کنند و ارزش اندیشیدن را داشته باشند.

مرا دنبال کنید