صداهایی از چرنوبیل (تاریخ شفاهی یک فاجعه ی اتمی)

صداهایی از چرنوبیل (تاریخ شفاهی یک فاجعه ی اتمی)

نام کتاب: صداهایی از چرنوبیل (تاریخ شفاهی یک فاجعه ی اتمی) – Voices from Chernobyl: The Oral History of a Nuclear Disaster
نویسنده: سوتلانا آلکسیویچ – Svetlana Alexievich (آکادمی نوبل در سال 2015، نوبل ادبیات را برای نگارش «آثار چند صدایی که یادآور رنج و شجاعت زمانه ماست» به این نویسنده 67 ساله اهدا کرد.)
مترجم: حدیث حسینی
ناشر: کتاب کوله پشتی

من در پی مشاهدات، جزئیات و تفاوت های ظریف و جزئی زندگی هستم. دلبستگی من در زندگی، حادثه، جنگ، چرنوبیل، خودکشی، یعنی تک تک این عناوین به خودی خود نیست. من دوست دارم بدانم چه دارد بر سر انسان زمانه ی ما می آید و او در این وانفسا چطور رفتار می کند و از خودش چه واکنشی نشان می دهد. دوست دارم ببینم او چقدر به لحاظ بیولوژیکی انسان است، چقدر محصول زمانه خود است و چقدر از انسانیت بهره برده است.

سوتلانا الکسیویچ

الکسیویچ در این کتاب که در سال 1997 میلادی منتشر شده، از زبان بالغ بر 500 شاهد عینی، شامل: پزشکان، فیزیکدانان، آتش نشان ها، پاک سازی کننده ها و مردم معمولی به بررسی ابعاد فاجعه چرنوبیل پرداخته است. این کتاب حاصل تلاش ده ساله ی الکسیویچ برای جمع آوری مستندات و نقب زدن در این حادثه از طریق گفت و گو با مردمی ست که از صبح 26 آوریل 1986 درگیر بزرگترین فاجعه تکنولوژیک قرن بیستم شدند و هنوز هم با عواقب آن دست به گریبان هستند.

بخشی از گفت و گوهای این کتاب بسیار گیرا و گاهی سرشار از عواطف انسانی و گاه عاشقانه هستند، در ادامه مطلب می توانید اطلاعات بیشتری از حادثه چرنوبیل کسب کنید و بخش هایی از کتاب را بخوانید. (بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
8
اشتراک‌گذاری

کوری

کوری-Blindness

حتی تصور قرار گرفتن در چنین شرایطی بسیار دلهره آور است. همان شرایط توصیف شده در رُمان “کوری” منظور است. اگر این رمان را نخوانده اید؛ بخوانید. تا با یک اپیدمی عجیب روبرو شوید: کوری. همچون یک بیماری واگیردار، کوری بین مردم شیوع پیدا می کند و مردم غرق می شوند در دریایی از شیر. همه چیز سفید است. رمانی تحسین برانگیز از “ژوزه ساراماگو” – برنده جایزه نوبل 1998- که با گیرایی فراوان روایت شده است. در سال 2008 میلادی فیلمی بر مبنای این رمان ساخته شد به نام Blindness که به نظرم اصلا به زیبایی رمان در نیامده.
من رمان را با ترجمه ی “زهره روشنفکر” خواندم که در مقدمه ی کتاب نوشته بود:
انتقاد ژوزه ساراماگو در این رمان از نشناختن آدمها نسبت به وجود خود و قدرت تعقل و تواناییهای درونی خودشان است. کوری ای که در این رمان شیوع پیدا می کند و در مدت کمی گریبانگیر تمام اقشار جامعه می شود بر خلاف بیماری کوری، یک مرض نامتعارف است. کورهای این رمان به جای آنکه در یک تاریکی مطلق غرق شوند، در یک سفیدی بی پایان و بسیار نورانی غرق شده اند و به جای آنکه سیاهی باعث کوری آنها شود، نور شدید مانع از قدرت دید آنهاست.

(بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
7
اشتراک‌گذاری