جراحی

هیچکس به فکر سلامت شهر نبود
یک جور بی خیالی
غذاهای چرب ما دلیل انسداد رگها بود
یک جور چربی حیوانی
تدبیر ما رگهای جدید پلاستیکی بود
یک جور آنژیوپلاستی
وظیفه ما تزریق فاضلاب درون رگها بود
یک جور وظیفه ملی
تعفن، تنفس شهر را سخت کرده بود
یک جور تنفس هندلی
امید ما به تنفس مصنوعی دهان به دهان بود
یک جور حالی به حالی
دیگر شهر به حالت کما رفته بود
یک جور بی خیالی
حکیم برای ما یک اسم گذاشته بود
یک جور سلول های سرطانی
***
آه… ای شهر بیچاره
نمی دانم اگر چشم بگشایی
چه می کنی
مرا می بخشی؟!
مرا می بلعی؟!

«س.م.ط.بالا»

چند پیشنهاد:

الف- فیلم سینمایی: طهران تهران، به کارگردانی داریوش مهرجویی(طهران: روز‌های آشنایی) و مهدی کرم پور(تهران: سیم آخر)
ب- فیلم مستند: تهران انار ندارد، به کارگردانی مسعود بخشی
پ- موسیقی: صدای طهرون، مرحوم مرتضی احمدی

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
2
اشتراک‌گذاری

ایستادگان و نشستگان

اتوبوس از ارکان حمل و نقل عمومی در کلان شهری همچون تهران است. استفاده از وسایل نقلیه عمومی همواره مزایا و معایبی را برای فرد، جامعه و محیط زیست به همراه دارد که همه می دانند.
در کنار این، اتوبوس ابزاری است که نظام های طبقاتی حاکم بر جامعه را در هم می شکند. فقیر و غنی، با سواد و بی سواد، کارمند و بیکار، ورزشکار و معتاد، قوی و ضعیف و همه و همه را در کنار یکدیگر به سوی مقصدی یکسان رهنمون می شود.
با این وجود به نظر می رسد که جامعه ی فعلی ما؛ عدم وجود نظام های طبقاتی را بر نمی تابد. بنابراین علی رغم فروپاشی تمامی دسته بندی های معمول، یک نظام طبقاتی جدید در این رهگذر شکل می گیرد.
آن ها که زودتر می رسند، می نشینند و آنان که دیرتر، چاره ای جز ایستادن ندارند. اینگونه است که زودتر رسیدن یک ارزش محسوب می شود.
آن ها که نشسته اند هرگز دوست ندارند در جایگاه آنها که ایستاده اند قرار گیرند. اما آنها که ایستاده اند آرزوی نشستن بر جایگاه گروه مقابل را دارند. این نظام، نظام ایستادگان و نشستگان است.

لطفا اگر در ایستگاه مبدا قرار دارید و ظرفیت صندلی های اتوبوس تکمیل است، از سوار شدن خودداری نموده و منتظر اتوبوس بعدی بمانید…
به امید آنکه روزی همه ی مردم جامعه یک صندلی برای نشستن داشته باشند…

«س.م.ط.بالا»

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
1
اشتراک‌گذاری