سرود

س.م.ط.بالا

شعری از دفتر “بوی جوی مولیان” استاد شفیعی کدکنی:
گره می زنم تار ابریشم سرخگون را،
به آوای تندر،
به آوای باران.
می آمیزم این شبنم پر تپش را،
به دریای یاران.
اگر چند کوتاه، اما،
گره می زنم این صدا را،
درین کوچه آخر،
به هیهای بالنده بالای یاران.

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
2
اشتراک‌گذاری

پیغمبر بی کتاب

س.م.ط.بالا

شعری از: سید حسن حسینی
جمالت خونبهای آفتاب است *** دل آیینه از دست تو آب است
گل این باغ با داغ تو خندید *** سحر از دودمان آفتاب است
در آنجایی که معماری کند عشق *** بنای شهر آبادی خراب است
ز اشک عاشقان دل می تراود *** سفارتخانه ی گل در گلاب است
دلا در بحر خون رحمت نصیبی *** عذاب ماهیان بیرون از آب است
مرا خواندی خموشی پاسخم شد *** کلام حق همیشه بی جواب است
درنگی نیست ما را در ره عشق *** شتاب لحظه ها پا در رکاب است
غمت را از دو عالم برگزیدن *** نمایشگاه حسن انتخاب است
دعا گر از دل بی درد جوشد *** سر موج اجابت زیر آب است
تو در این بی کران پیداترینی *** نگاه بی نزاکت در نقاب است
برای داغ دیدن گشته مبعوث *** دل از پیغمبران بی کتاب است
نخشکد ساقه ی خون شهیدان *** که نیلوفر ز نسل پیچ و تاب است
دلا آیینه شو آهی برآور *** دعای سینه صافان مستجاب است

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
2
اشتراک‌گذاری

خلوت

س.م.ط.بالا

شعری از «سید حسن حسینی»
عاشقی در هوس نمی گنجد *** آسمان در قفس نمی گنجد
عشق یعنی عقاب خاطر ما *** زیر بال مگس نمی گنجد
باده خواریم و رند و شیوه ی ما *** در خیال عسس نمی گنجد
دلم انگشتری است خون آلود *** که به انگشت کس نمی گنجد
عطر این غنچه ی معمایی *** در سر خار و خس نمی گنجد
بر نگینی که عین دلتنگی ست *** نام فریاد رس نمی گنجد
بی نفس می کنیم یاد لبش *** گر چه اینجا نفس نمی گنجد
منم و عشق و خلوتی که در آن *** هیچ کس، هیچ کس نمی گنجد

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
1
اشتراک‌گذاری

ما روزهای جمعه تعطیلیم…

س.م.ط.بالا

به نقل از سایت “ابوالفضل زرویی نصر آباد” www.zarooee.ir

این وجیزه را مدتی پیش تحت تاثیر رمان هنوز منتشر نشده ی جناب سید مهدی شجاعی عزیز (با موضوع ظهور و انتظار) نوشته ام. بی اغراق در طول این سالها کمتر کتابی با این مایه شیرینی و تاثیرگذاری خوانده ام.
با آرزوی کسب مجوز و انتشار هر چه سریعتر این کتاب، شکسته بسته ی پیوست را به سید مهدی شجاعی تقدیم می کنم.

ما وارثان وحی و تنزیلیم
عاشق ترین مردان این ایلیم

مردم تمام از نسل قابیلند
ما چند تا ، فرزند هابیلیم

آن دیگران ناز و ادا دارند
ما بی قر و اطوار و قنبیلیم

در بین ما یک عده هم هستند…
این روزها مشغول تعدیلیم

در این دویدنها رسیدن نیست
عمری است ما روی تِرِدمیلیم
آخر کجا می آیی آقا جان؟
بگذار ، ما مشغول تحلیلیم

(بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
3
اشتراک‌گذاری