ماه به روایت آه ، ابوالفضل زرویی نصرآباد

پیش از این “ابوالفضل زرویی نصرآباد” را با مجموعه های شعر طنزش می شناختم. اما “ماه به روایت آه” یک رمان است. طنز ندارد. خنده هم ندارد. اگر اهل گریه باشی، گریه هم دارد. این رمان، “قمر بنی هاشم (علیه السلام)” را از زبان “مسلم بن عقیل”، “فاطمه کلابیه (مادر بزرگوارشان)”، “عبدالله بن ابی محل”، “کزمان”، “لبابه (همسر ایشان)”، “حضرت زینب سلام الله علیها”، “زید بازرگان”، “شبث بن ربعی”، “ام کلثوم”، “امام حسین علیه السلام”، “سرجون” و “عبیدالله بن عباس بن علی” روایت می کند.

در این کتاب آمده:
رذایل و فضایل اخلاقی، حد و مرز ندارند. در سرشت و خمیره ی آدمی این قابلیت هست که در فضیلت و نیکی تا بدان جا پیش رود که پروردگار عالم، نزد فرشتگان به آفرینش آدمیان مباهات کند و وجود خاکی آدمی را به گوهر «خلق کریم» و «رحمة للعالمین» بیاراید؛ همچنان که می تواند در ناپاکی و رذیلت و بی شرمی به درجاتی نایل شود که حتی شیطان و لشکریانش را متحیر کند.
کربلا محل تلاقی نقاط اوج فضیلت ها و رذیلت های اخلاقی و انسانی بود و ادمیان، تا پیش از عاشورا، هرگز فرشتگان و شیاطین را تا بدان حد به شگفتی و اعجاب وانداشته بودند.

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
0
اشتراک‌گذاری

فریاد خاموش/فراموش شده

در بخشی از کتاب “سقای آب و ادب” نوشته ی “سیدمهدی شجاعی” به نقل از “امام حسین علیه السلام” چنین آمده است:
«تلاش می کنم که با بلندترین صدا در گوش تاریخ فریاد بزنم و این پیام را به گوش آیندگان اعم از پیروان و غیر پیروان برسانم که:
نسبت به حکام و زمامدارانتان بی تفاوت نمانید و آنان را به حال خود رها نکنید. این حکامند که اکثریت مردم و عوام از خلایق را به سعادت می رسانند یا به تباهی می کشانند. چرا که عامه ی مردم، خواه و ناخواه و دانسته و ندانسته از حکام خود رنگ می گیرند و تاثیر می پذیرند.
پس لحظه ای نگاهتان را از حکامتان برندارید و کمتر از آنی، این دو سلاح برنده و این دو نعمت تعیین کننده – امر به معروف و نهی از منکر – را زمین نگذارید.
چه اگر چنین کنید – یعنی این دو سلاح را به دست فراموشی بسپارید – چنانکه پدرم امیر مومنان می فرمود: خداوند بدترین شما را بر شما حاکم خواهدساخت و زمام امورتان در اختیار شرورترینتان قرار خواهد گرفت و خواری و ذلت، سرنوشت محتومتان خواهد بود.»

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
2
اشتراک‌گذاری