چرا دوستی گیری که بمیرد؟!

نقلست که یک روز شیخ ابوبکر شبلی رحمةالله علیه یکی را دید زار می‌گریست. گفت: چرا می‌گریی؟ گفت: دوستی داشتم بمرد. گفت: ای نادان چرا دوستی گیری که بمیرد؟!

“تذکرة الاولیاء .:. عطار”

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
5
اشتراک‌گذاری

این دروغ نمی توانم گفت

نقلست از شیخ ابوبکر شبلی رحمةالله علیه که گفت: عمری است که می‌خواهم که گویم “حسبی الله” چون می‌دانم که از من این دروغ است نمی‌توانم گفت.

«تذکرة الاولیاء .:. عطار»

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
0
اشتراک‌گذاری