تماشای رنج دیگران ؛ نوشته سوزان سانتاگ، با ترجمه زهرا درویشیان

س.م.ط.بالا
تماشای رنج دیگران ؛ نوشته سوزان سانتاگ، با ترجمه زهرا درویشیان

تماشای رنج دیگران

عنوان اصلی: Regarding the Pain of Others
نویسنده: سوزان سانتاگ (Susan Sontag)
سال انتشار: 2003 میلادی
مترجم: زهرا درویشیان
ناشر: نشر چشمه، چاپ اول: 1395 شمسی


مقدمه مترجم

در باب رنجی که از آن “من” نیست و به “دیگران” تعلق دارد، سخن گفتن بی‌نتیجه و واهی است؛ چرا که هر گفتمانی به‌سرعت به کلیشه ختم می‌شود و گنده‌گویی سرنوشت محتومش است! عکاسی هم از این جهت که در معرض سوءاستفاده و انحراف بی‌وقفه قرار دارد، در جایگاه متزلزلی به سر می‌برد و همواره در چنگال قدرت و رسانه‌ها دست‌و‌پا می‌زند؛ رسانه‌ای که به جای پاک‌سازی باورها و عقاید کور، مدام به این تفکر پر و بال می‌دهد که جنگ را هرگز پایانی نخواهئ بود تا به خونسردی و بی‌شوری مردم بیشتر وسعت بخشد. سانتاگ از دلسوزی بیزار است و “ترحم” را حسی سست و نابه‌جا می‌داند مه تنها زمانی به درد می‌خورد که تبدیل به حرکت شود. چیزی که احساسات را جریحه‌دار می‌کند، پیغامی‌ست که منتقل شده و باید کاری برایش انجام داد. اگر فکر کنیم کاری از دست “ما” و “آن‌ها” ساخته نیست؛ این ما و آن‌ها چه کسانی هستند: مای امن و آن‌های رنج‌کش؟ امنیت با خودش بی‌تفاوتی می‌آورد و عدم کنش احساسات را کرخت می‌کند.

مرگ‌های مکرر و رذالت‌های بی‌پایان مدام در حال ثبت‌شدن‌اند. نمایش فلاکت «آن دورها»، در اکثر مواقع سانسور، یا حتا قدغن می‌شوند و تماشای آن هم که همیشه طاقت‌فرسا و اسفناک بوده و هست؛ اما به هر حال، استناد به عکس‌ها برای راه یافتن به حقیقت و مددجویی از تصاویر برای پاسخ دادن به «چرا جنگ» غیر موثق و تا حدودی از ریشه‌های عاطفی و نابخردانه برخوردار است؛ تنها آن‌ها که در جنگ بوده‌اند می‌دانند شاهد انفجار و فروپاشی پیکرها و سوختن آرزوهای غیرقابل‌بازگشت بودن به چه معناست و ویرانی  یکدست چگونه طی چند ثانیه‌ی ملعون همه‌چیز را زیر و رو می‌کند. نثر بُرنده و بی‌باک سانتاگ اما دست از تلاش برای یافتن متهمان و راهکارها و به چالش کشیدن سیستم‌های قدرت برنمی‌دارد و مرتبا از آذین‌بستن عکس‌های جنگ و سیستم قدیس‌پروری انتقاد شدید می‌کند؛ او امیدوار است، نه به اتوپیا، بلکه به پادزهری برای بازماندگان و دانشی برای شیفتگانِ جنگ‌افروزی و ستیزه‌جویی و پیروزی.

«زهرا درویشیان»


برای آشنایی بیشتر با کتاب تماشای رنج دیگران، متن زیر به نقل از سایت الف را بخوانید:

(بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
3
اشتراک‌گذاری

داستان هایی از نویسندگان زن انگلستان با انتخاب و ترجمه ی ناهید طباطبایی

س.م.ط.بالا
داستان هایی از نویسندگان زن انگلستان با انتخاب و ترجمه ی ناهید طباطبایی

«داستان هایی از نویسندگان زن انگلستان» شامل هشت داستان با نام های «ازدواج به سبک منچستری» از «الیزابت کلگهورن گسکل»، «سفری با قطار» نوشته‌ی «لیدی مارگارت مجندی»، «مسافر خوشگذران» نوشته‌ی «الا دارسی»، «توصیه» از «آدا لورسون»، «گره روبان» به قلم «لورنس آلما تادما»، «محبوبه سال» نوشته «الا هپورت دیکسون»، «لوسی رن» از «آدا رادفورد» و «داستان یک مسافرت ماه عسل» نوشته‌ی «مارگارت آلیفانت» است. که با ترجمه و انتخاب شایسته “ناهید طباطبایی” و به همت “نشر چشمه” به چاپ رسیده است.

ناهید طباطبایی در پیشگفتار «داستان هایی از نویسندگان زن انگلستان» با اشاره به نقش مهم نویسندگان زن در افزایش اعتبار فرهنگی و زیبایی شناسانه داستان کوتاه در خلال قرن نوزدهم می‌نویسد: «در دورانی که نوشتن یکی از چند کار آبرومند برای زنان محسوب می‌شد، چاپ داستان در مجله‌ها و سالنامه‌ها به یک منبع درآمد برای زنان تنها و بیوه یا آن‌هایی که می‌خواستند به درآمد شوهران‌شان بیفزایند تبدیل شد. “مری شلی” که در سن ۲۱ سالگی بیوه شده بود سال‌ها زندگی خود و پسرش را با نوشتن داستان تامین می‌کرد.»

داستان‌های این کتاب مربوط به دوره «رمانتیک» هستند و آنها را می‌توان در طبقه‌ی داستان‌های عاشقانه جای داد که بعضی مثل «سفری با قطار» پایانی خوش دارند و برخی دیگر مانند «گره روبان» پایان تلخ. این داستان‌ها با عدم ارائه‌ی پایانی مشخص، آشکارا به سمت سنت‌گرایی رفتار زنان گرایش پیدا می‌کنند که بعدها در ادبیات مدرن قرن بیستم پر رنگ‌تر می‌شود.

در سال 1890 نهضتی تحت عنوان زنان نوین در انگلیس و آمریکا پدید آمد که حرکتی جدید را برای استقلای زنان آغاز کرد. این حرکت، با پدیده‌های ظاهری مثل سیگار کشیدن در جمع و دوچرخه‌سواری در معابر آغاز شد و به کسب حق رأی انجامید. مخالفت زنان با قوانین موجود و خواسته‌های نوین ایشان، به مطبوعات راه گشود و با سرعتی شگفت‌انگیز عرصه‌ی داستان‌نویسی را به تسلط خود در آورد. تا پایان قرن نوزدهم بیش از صد نوول و هزاران داستان کوتاه با مضامین مورد نظر زنان نوین به چاپ رسید. زنان نوین، روش‌های گوناگونی را در داستان و هم در واقعیت خلق کردند و با وجود عقاید مختلف، زیر پرچم استقلال زنان گرد آمدند. مجموعه‌ی حاضر برگزیده‌ای از بهترین داستان‌های این دوران است و علاوه بر جذابیت خاص برای هر نوع مخاطب، ابعاد مختلف این عصر را نشان می‌دهد.

«از متن پشت جلد کتاب داستان هایی از نویسندگان زن انگلستان»

نقد و توضیحات سایت الف را در مورد این کتاب بخوانید:

انگلستان به عنوان کشوری که اولین داعیه‌های فمینیستی در آن جرقه زد – هر چند شکل نظام‌مندتر آن بعدها در فرانسه پاگرفت – همیشه پرچمدار پرورش نویسندگان بزرگ زن بوده؛ به خصوص در دوره کلاسیک خود. نویسندگان زن در این دوره به سختی اجازه نوشتن و فعالیت داشتند و به نوعی خود محصول جامعه‌ای مرد سالار بودند. حتی برخی مثل جرج الیوت مجبور به استفاده از نامی مردانه شدند و برخی همچون ویرجینیا وولف در زندگی شخصی محروم از رفتن به کالج و حتی مورد تعرضات جنسی در دوران کودکی قرار گرفتند.

تاریخ اولین بیانیه جنبش زنان به عصر روشنگری در سال 1792 می‌رسد که مری ولستون کرافت در انگلستان به مبارزه برای احقاق حقوق زنان برخاست و بیانیه‌ی سیصد صفحه‌ای تحت عنوان استیفای حقوق زنان نوشت. دختر او بعدها خالق اثر مشهور فرانکشتین شد. هرچند قبل از این جریانات نیز زنان نویسنده بزرگی در انگلستان به نگارش داستان و رمان روی آورده بودند اما حضور زنان در عرصه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و مخصوصا ادبی بعد از عصر روشنگری بیش از پیش پررنگ‌تر شد.

هدف نوشتار زنانه در دوره موج اول فمینیسم، عمدتاً جلب حس ترحم و نیز تهییج ِ مردان بود که به حمایت نهاد مرد محور ادبیات از چنین نوشتاری نیز انجامید. اما در دوران موج دوم، نگاهی هستی‌شناسانه، رشد یافته و مستقل به نمایش گذاشته شد. اما جدا از مباحث سیاسی و فلسفی در حوزه فمینیسم باید خاطرنشان کرد که عمده زنان نویسنده در دوران پس از عصر روشنگری که به نگارش داستان‌هایی از این دست همت گماشتند، پیش از هر چیز ادبیات را به زندگی خود گره زدند چرا که خود نیز قربانی جامعه‌ای مردسالار و از طبقات متوسط و پایین جامعه بودند. ناگفته پیداست که سیر پیشرفت در آثار نویسندگان زن فضا را برای تغییر نگرش نسبت به رابطه زن و مرد باز کرد و در دوره‌های بعدی ما شاهد رشد آثار ادبی نویسندگان زن رادیکالتر و تغییر سویه‌های ادبی از «زن خواننده» به «زن نویسنده» هستیم.

دوره رمانتیک در ادبیات انگلستان را می‌توان دوره گذار دانست؛ گذار از فئودالیسم به سوی جامعه صنعتی، گذار از گرایش به تقلید از طبیعت و دنیای بیرون به سمت دنیای درون. داستان‌های مجموعه حاضر نیز محصول همین دوران هستند.

(بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
6
اشتراک‌گذاری

به هرجایی که بروید، همان جا خواهید بود

به هرجایی که بروید، همان جا خواهید بود

به هرجایی که بروید، همان جا خواهید بود

قرار بود جری و استر در هتلی در آوستین تگزاس سمیناری داشته باشند.
اگر چه قراردادها امضا شده بود، به نظر می‌رسید مسئولان هتل فراموش کرده بودند. وقتی آنها به آنجا رسیدند، مجبور بودند با عجله آنجا را برای سمینارشان آماده کنند.
استر به ما گفت: »شاید بهتر بود هتل دیگری پیدا می کردیم!»

و ما گفتیم که شما به هر جا بروید خودتان را هم همراه خواهید برد، چون الگوها و عادت‌های ارتعاشی‌تان را با خود می‌برید.

ما به آنها گفتیم دفترچه‌ای بخرند و روی جلد آن با خط درشت بنویسند: کتاب جنبه های مثبت من.
و در صفحه اول آن بنویسند: جنبه های مثبت هتل ساپتارک در آوستین.

استر شروع به نوشتن کرد: «ساختمان زیبایی است. در جای خوبی قرار گرفته و دسترسی به مرکز شهر آسان است. فضای پارکینگ کافی است. اتاقمان همیشه تمیز است. احساس آرامش و عشق ورزی دارم. اتاق‌هایی به اندازه‌های متفاوت دارد بنابراین می‌توانیم گروه‌های کوچک و بزرگ و همچنین به صورت زوج در سکوت شب بگذرانیم.»

وقتی اینها را نوشت، تعجب کرد که چرا تا به حال متوجه نشده بود هتل به این خوبی پیدا کرده است.

به عبارتی دیگر، توجه او به جنبه‌های مثبت چنان احساس خوبی نسبت به این هتل به او داده بود که نمی‌توانست هیچ چیز بدی را در مورد آ ن هتل به خود جذب کند.
به عبارت دیگر او به خاطر نوشتن جنبه های مثبت – توجه اش را از گودال برگردانده بود.

هرخواسته‌ای داشته باشید، کتاب جنبه های مثبت شما را بیشتر و بیشتر درحالت جذب قرار می‌دهد.
به گودال‌های شهر توجه نکنید.

برگرفته از کتاب “فراتر از باور” نوشته استر هیکس (Esther Hicks) و جری هیکس (Jerry Hicks)
ترجمه یلدا قبادی (روانشناس)
انتشارات آسیم

عنوان اصلی کتاب: Ask and it is given: learning to manifest your desires

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
6
اشتراک‌گذاری

فلسفه ملال ؛ نوشته لارس اسوندسن با ترجمه افشین خاکباز

س.م.ط.بالا
کتاب فلسفه ملال ؛ لارس اسوندسن با ترجمه افشین خاکباز

کتاب فلسفه ملال (A Philosophy of Boredom) نوشته “لارس اسوندسن” (Lars Fr. H Svendsen) با ترجمه “افشین خاکباز” توسط “فرهنگ نشر نو” منتشر شده است.

لینک کتاب در سایت انتشارات + امکان مطالعه بخشی از کتاب

کتاب حاضر شامل چهار فصل اصلی است:

  • طرح مسئله: در فصل نخست، شرحی کلی از جنبه‌های مختلف ملال و رابطه آن با مدرنیته ارائه می‌شود.
  • داستان‌ها: فصل دوم به ارائه برخی از داستان‌های ملال اختصاص دارد. یکی از نظریه‌های اصلی که در این بخش مطرح می‌شود این است که از نظر تاریخ اندیشه‌ها، رومانتیسم برای درک ملال در دوران مدرن بنیادی‌ترین نقش را ایفا می‌کند.
  • پدیدارشناسی: فصل سوم بر پژوهش‌های پدیدارشناسانه‌ی هایدگر درباره‌ی ملال متمرکز است.
  • اخلاق: در فصل چهارم این بحث مطرح می‌شود که در برابر ملال چه موضعی می‌توانیم اتخاذ کنیم و چرا مجبور نیستیم چنین موضعی بگیریم.

متن پشت جلد کتاب فلسفه ملال

ملال همواره به‌نوعی با انسان همراه بوده است. کی‌یرکه‌گور می‌گوید:
خدایان ملول بودند و بنابراین انسان را آفریدند. آدم از تنهایی ملول بود و بنابراین حوا را خلق کردند. از آن زمان، ملال وارد جهان شد و درست به همان نسبتی که جمعیت رشد می‌کرد، ملال نیز بیشتر می‌شد.
این پدیده که در دوران پیشامدرن به اشراف و برخی طبقات خاص محدود بود از دوران رومانتیسم گسترش یافت و به‌تدریج به یکی از ویژگی‌های انسان مدرن تبدیل شد.
ملال مردم را از درون می‌خورد و همچون غبار، بی‌آنکه ببینیم می‌آید و می‌رود و همچون خاکستر بر دست و چهره‌مان می‌نشیند. برخی ملال را ریشه‌ی تمام شرها می‌نامند، برخی دیگر آن را امتیازِ انسانِ مدرن و حتی وجه تمایز انسان و حیوان می‌دانند و گروهی دیگر، بر این باورند که ملال انسان را از انسانیت تهی می‌کند. برخی ملال را ثمرۀ کوچ معنا از زندگی انسان مدرن می‌دانند و برخی دیگر، آن را چیزی می دانند که به معنای بزرگ نهفته‌ای اشاره دارد.
ملال با معنای هستی سروکار دارد و همین کافی است تا اسوندسن، آن را موضوع فلسفه بداند. او در این کتاب می‌کوشد با رویکردی بینارشته‌ای و با بهره‌گیری از متونی از رشته‌های فلسفه، ادبیات، روانشناسی، الهیات و جامعه‌شناسی و بررسی آرای فیلسوفانی همچون سنکا، کانت، کی‌یرکه‌گور، نیچه و هایدگر و تحلیل مسائلی همچون رابطۀ ملال با رومانتیسم و مدرنیته، کار و فراغت، و مرگ و زندگی، ما را به درک بهتری از ابعاد مختلف این مفهوم و نقشی که در زندگی ما ایفا می‌کند و واکنش‌های مختلفی که می‌توان در برابر آن نشان داد برساند.

در ادامه می‌توانید بخش‌هایی کوتاه از کتاب فلسفه ملال را بخوانید:

(بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
5
اشتراک‌گذاری

عشق و اراده ؛ نوشته “رولو می” با ترجمه دکتر “سپیده حبیب”

س.م.ط.بالا
عشق و اراده ؛ نوشته "رولو می" با ترجمه دکتر "سپیده حبیب"

عشق و اراده (Love and will) اثر برجسته‌ی رولو می(Rollo May)، یکی از پبشگامان روان‌شناسی وجودی(اگزیستانسیال) آمریکاست. در این کتاب که به گفته رولو می محصول 30 سال تأمل، تجربه و تخصص اوست، سرگذشت دو خصیصه بنیادی یعنی عشق و اراده را در جوامع انسانی از نگاه اسطوره‌ای تا مدرنیته در چشم‌اندازی وجودگرایانه رمزگشایی می‌کند.

این کتاب با ترجمه دکتر سپیده حبیب، توسط نشر دانژه به زبان فارسی منتشر شده است.

دیباچه

همه آنچه هست، دل‌انگیز است. آفتاب از فراز کوه سر بر می‌آورد و سبزی شگفت انگیز با پرمایگی وافرش از دره ژرف سرازیر می‌شود. گویی درختان در طول شب اندکی قد کشیده‌اند و علفزار با میلیون‌ها سوسن وحشی سیاه‌چشم از هم شکفته است.

این رفت و آمد بی‌پایان، بازگشت ابدی: روییدن، جفت گیری، مردن و دوباره روییدن را باز حس می‌کنم. و می‌دانم آدمیزاد هم بخشی از این رفت و بازگشت ابدی‌ست، بخشی از اندوهش و بخشی از آهنگش. ولی شعور انسانِ جست‌و‌جوگر فرامی‌خوانَدش تا از این بازگشت ابدی برگذرَد. من نیز مانند دیگرانم جز آنکه جست‌وجویی متفاوت را برگزیده‌ام. همواره بر این اعتقاد بوده‌ام که باید در جست‌وجوی حقیقت درونی بود با این باور که میوه‌ی ارزش‌های آینده تنها زمانی قادر به رشد است که بذرش را تاریخ امروز ما افشانده باشد.
معتقدم به ویژه در این سده‌ی بیستمِ در حال گذار، زمانه‌ای که حاصل کامل شکست ارزش‌های درونی‌مان را به نظاره نشسته‌ایم، بسیار مهم است که به جست‌وجوی سرچشمه‌ی عشق و اراده برخیزیم.

درباره این کتاب به نقل از سایت الف بیشتر بخوانید:

رولو مِی (۱۹۰۹-۱۹۶۹) روان‌شناس بزرگ و پدر روان‌شناسی اگزیستانسیال آمریکا در شصت سالگی اثری منتشر کرد که به قدری مورد استقبال قرار گرفت که کتاب پرفروش همان سال شد. این شاه‌کار کم نظیر که “عشق و اراده” نام داشت، جایزه ملی رالف والدو امرسون را نیز در سال بعد از آن خود کرد. رولو می در باب این کتاب خود در فصل اول می‌گوید: “من این کتاب را بر اساس تجربه ۲۵ سال کار فشرده خود می‌نویسم که به عنوان روان درمان‌گری روانکاو، به درمان کسانی پرداخته‌ام که می‌کوشند با تعارض‌های خود روبه‌رو شوند و به آن‌ها بپردازند. زیربنای این تعارض‌ها وجوه از کار افتاده عشق و اراده است. به عبارتی هر روان درمان‌گر همواره در حال پژوهش است یا باید باشد، پژوهش به معنای کندوکاو برای یافتن سرچشمه‌ها”. پس این اثر کندوکاوی برای یافتن سرچمشه‌های عشق و اراده است. اما چه ضرورتی دارد که در پی چنین کاری باشیم؟

از نظر رولو می دلیل این مطلب یک نکته تکان دهنده در مورد وضعیت عشق و اراده در زمانه ماست. آن نکته تکان دهنده این است که گرچه در گذشته عشق و اراده را پاسخ معضلات زندگی قلمداد می‌کردند، اکنون اما خودشان به مشکل زندگی بدل شده‌اند. این دو مورد نه تنها دچار مشکل شده‌اند، بلکه خود مسبب مشکلات گوناگونی برای ما هستند. برای نمونه به علت وجود مشکلاتی در عشق و اراده، اساس وجودمان از احساسات و فرآیندهای مرتبطی که عشق و اراده دو نمونه شاخص آن‌هاست، تهی شده است. انسان‌ها از روی ناچاری در خود فرو می‌روند و با نوع جدیدی از بحران هویت درگیر می‌شوند. در مرحله بعدی دچار بی‌احساسی می‌گردند. مرحله بعد از آن هم خشونت است؛ زیرا هیچ کس نمی‌تواند تجربه کرخت‌کننده عجز و ناتوانی خود را به مدت طولانی تاب آورد.

اساسا باید گفت جهان ما در وضعیتی به‌ سر می‌برد که عشق ورزیدن و اراده کردن در آن به طرز عجیبی دشوار شده است. در جهانی که دارای پیشرفته‌ترین ابزار ارتباطی است، برقراری ارتباط شخصی واقعی بسیار دشوار و نادر می‌شود. بسته شدن راه‌های تاثیرگذاری ما بر دیگران و تاثیرگذاری دیگران بر ما اختلال اصلی موجود در عشق و اراده است. به همین علت عشق و اراده روزبه‌روز مسئله‌دارتر می‌شوند تا جایی که برخی بر این باورند که دستیابی به این دو اساسا ناممکن است. (بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
4
اشتراک‌گذاری

رگه طلا (سفر به دل خلاقیت)، جولیا کامرون

رگه طلا (سفر به دل خلاقیت)، جولیا کامرون

جولیا کامرون(Julia Cameron)، نویسنده کتاب پرفروش راه هنرمند، این بار در کتاب “رگه طلا: سفر به دل خلاقیت” (The vein of gold: a Journey to your creative heart) از تجربه وسیع خود در حوزه هنر و تدریس استفاده می کند تا خوانندگان کتاب را به سوی افق های زندگی ای خلاق تر و پُر ثمرتر هدایت کند.

این کتاب خارق العاده با استفاده از روشهای مبتکرانه در رابطه با روندهای خلاق وجود ما و با در اختیار گذاشتن بیش از یکصد تکلیف ارزشمند و الهام بخش، ما را به سوی رشد و شفای حقیقی پیش می برد.

کتاب رگه طلا به صورت “سفر به دل خلاقیت” طراحی شده است و خوانندگان را از هفت قلمرو عبور می دهد:

قلمرو داستان، جایی که زبان باعث زنده شدن تصاویر خلاق می شود.
قلمرو تصویر، جایی که ما یاد می گیریم اطلاعات را به صورت جامع دریافت کنیم و به برداشت ها، شهود، و احساسات شخصی خود ارج نهیم.
قلمرو صدا، جایی که ما با آهنگ جریان زندگی خلاق هم صدا می شویم و هر روز در عمل صدای بیشتری خلق می کنیم.
قلمرو روابط، جایی که ما مهارت های خود را بیشتر و یاران معتمد خود را انتخاب می کنیم.
قلمرو نگرش، جایی که منفی بافی ها را دور می ریزیم و یاد می گیریم خلاقیت های خود را سبکبار تر دنبال کنیم
قلمرو معنویت، جایی که ما تماس آگاه با قلمروهای متعالی تر را می آموزیم تا با منابع درونی خود بیشتر در تماس باشیم.
قلمرو امکانات، جایی که ما به بینش خلاق خود از زندگی دست می یابیم.

آرزو خوب است. شور خوب است. آرزوی پرشور روی اراده تمرکز می کند و این باعث اراده و محرک انرژی می شود.
وقتی ما بتوانیم با خودمان روشن باشیم، می توانیم با دنیا روشن باشیم.
وقتی با خودمان و دنیا روشن باشیم، آن گاه بیشتر می توانیم به خودمان احترام بگذاریم. این عزت نفس قادرمان می سازد تا با آمادگی بیشتری هدایایی که هستی به عنوان پاداش وضوحمان تقدیم می کند دریافت کنیم.
درست همانطور که یاد می گیریم کارها را شروع کنیم و به پایان نرسانیم، می توانیم یاد بگیریم آنچه را شروع کرده ایم تکمیل کنیم.

چه درگیر یک طرح خلاق باشید، چه تازه شروع به پرورش خلاقیت خود کرده باشید، این کتاب خارق العاده ابزاری نو و عملی برای حفر کردن و استفاده از رگه طلایی درونتان در اختیار شما قرار می دهد.
اجازه گفتن ناگفتنی ها
اجازه فکر کردن به غیر قابل فکر ها
اجازه خلق هنر هایی که پیش از این خلق نکردنی بود.

ما برای این اینجاییم که شاهد آفرینش باشیم و تقویتش کنیم.(انی دیلارد)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
4
اشتراک‌گذاری

زناشویی ؛ بریده‌ای از کتاب “پیامبر” نوشته “جبران خلیل جبران”

س.م.ط.بالا
زناشویی ؛ بریده‌ای از کتاب "پیامبر" نوشته "جبران خلیل جبران"

و گفت درباره‌ی زناشویی چه می‌گویید ای استاد؟

و او در پاسخ گفت:

شما همراه زاده شدید و تا ابد همراه خواهید بود.
هنگامی که بال‌های سفید مرگ روزهاتان را پریشان می‌کنند همراه خواهید بود.
آری، شما در خاطرِ خاموشِ خداوند نیز همراه خواهید بود.
اما در همراهی خود حدِ فاصل را نگاه دارید، و بگذارید بادهای آسمان در میانِ شما به رقص درآیند.
به یکدیگر مهر بورزید، اما از مهر بند مسازید: بگذارید که مهر دریای مواجی باشد در میانِ دو ساحلِ روح‌های شما.

جام یکدیگر را پُر کنید، اما از یک جام منوشید.
از نانِ خود به یکدیگر بدهید، اما از یک گرده‌ی نان مخورید.
با هم بخوانید و برقصید و شادی کنید، ولی یکدیگر را تنها بگذارید، همان‌گونه که تارهای ساز تنها هستند، با آنکه از یک نغمه به ارتعاش درمی‌آیند.

دلِ خود را به یکدیگر بدهید، اما نه برای نگه‌داری.
زیرا که تنها دستِ زندگی می‌تواند دل‌هایتان را نگه دارد.
در کنار یکدیگر بایستید، اما نه تنگاتنگ: زیرا که ستون‌های معبد دور از هم ایستاده‌اند، و درختِ بلوط و درخت سرو در سایه‌ی یکدیگر نمی‌بالند.

«بریده‌ای از کتاب “پیامبر” نوشته “جبران خلیل جبران” با ترجمه “نجف دریابندری”»

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
4
اشتراک‌گذاری

آنجا که پیاده رو پایان می‌یابد … سروده‌ها و طرح‌های شل سیلورستاین

س.م.ط.بالا
آنجا که پیاده رو پایان می‌یابد ... سروده‌ها و طرح‌های شل سیلورستاین

هر که هستی بیا؛
رویاپروری بیا،
آرزومندی، امیدواری، بیا،
دروغ پردازی،
دعا خوانی،
لوبیای سحرآمیز خریداری بیا …

بیا، زیرا وقتی پیاده‌رو پایان می‌یابد، تازه دنیای سیلوراستاین شروع می شود. در این دنیا با بچه‌ای رو به رو می‌شوید که به تلویزیون تبدیل شده و جای دیگر دختری می‌بینید که نهنگی را می‌خورد. تک‌شاخ و هیولایی که خوراکش چای و شاعر است در همین دنیا زندگی می‌کنند، همین‌طور سارا سینتیا سیلویا استاوت که آشغال‌ها را بیرون نمی‌برد.

در این دنیا جایی وجود دارد که می‌توانید سایه‌ی خود را بشویید، باغی هست که در آن الماس می‌روید و محلی که کفش‌ها پرواز می‌کنند. خواهرها حراج می‌شوند و تمساح‌ها پیش دندان‌پزشک می‌روند. شما در این کتاب با مجموعه‌ای از اشعار و تصویرهای خنده‌دار و عمیق سیلوراستاین رو به رو هستید.

«برگرفته از متن پشت جلد کتاب “آنجا که پیاده رو پایان می‌یابد” سروده‌ی شل سیلورستاین»

کتاب آنجا که پیاده رو پایان می‌یابد (Where the Sidewalk Ends) مجموعه‌ای از سروده‌ها و طرح‌های شل سیلورستاین (Shel Silverstein) با ترجمه‌ی “رضی هیرمندی” توسط “نشر هستان” منتشر شده است.

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
3
اشتراک‌گذاری

خودشناسی و آگاهی به احساس در همان لحظه ابراز

س.م.ط.بالا
خودشناسی و آگاهی به احساس در همان لحظه ابراز

خودشناسی

در یک حکایت قدیمی ژاپنی آمده است:

روزی یک جنگجوی سامورایی از استاد خود می‌خواهد که مفهوم بهشت و جهنم را برایش توضیح دهد. استاد با حالتی اهانت آمیز پاسخ می‌دهد: «تو آدم نادانی بیش نیستی و من نمی‌توانم وقتم را با افرادی مثل تو تلف کنم.»
سامورایی که غرورش جریحه دار شده است برافروخته و خشمگین می‌شود، شمشیرش را از نیام بیرون می‌کشد و می‌غرد: «می توانم تو را به خاطر این گستاخی بکشم.»
استاد در جواب به آرامی می‌گوید: «این جهنم است.»
سامورایی با مشاهده‌ی این حقیقت که چطور برای لحظه ای اسیر خشم شده بود در خود فرو می‌رود، آرام می‌گیرد، شمشیرش را غلاف می‌کند، در برابر استاد خود سر تعظیم فرو می‌آورد و از او به خاطر این بصیرت تشکر می‌کند.
استاد بلافاصله می‌گوید: «این همان بهشت است.»

هوشیاری سریع سامورایی در مورد آشوب و اضطراب درونی خود، به خوبی تفاوت اساسی میان اسیر بودن در یک احساس و آگاه بودن از آن را نشان می‌دهد.

سقراط هنگامی که می‌گوید: «خودت را بشناس» به این نکته کلیدی در هوشیاری عاطفی اشاره دارد که باید به احساس خود در همان زمان که در حال ابراز آن هستیم، آگاهی داشته باشیم.

«هوش عاطفی، دنیل گلمن، ترجمه حمیدرضا بلوچ، نشر رخ مهتاب، صفحه 81»

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
5
اشتراک‌گذاری

آیا این عادت های بد را تجربه کرده اید؟

س.م.ط.بالا
عادت های بد در مقابل عادت های خوب

مقاله‌ی زیر ترجمه‌ای از “?Do You Have These Bad Habits” است (ترجمه از “س.م.ط.بالا”).

واقعا فکر می کنید با تقلید از عادت ها و رفتارهای دیگران می توانید به موفقیت برسید؟ اگر چنین بود، آنگاه رسیدن به موفقیت خیلی آسان بود.

با اینکه شناخت افراد موفق و یادگیری از آنها را دوست دارم، اما مطالعه و شناخت افراد بیچاره و ناموفق نیز جالب است.

من از مربیانم آموخته‌ام و این مفهوم را می‌پسندم که تلاش نمی‌تواند به عدم موفقیت منجر شود، چرا که موفقیت وابسته به طرز تفکر اشخاص (Subjective) است.

موفقیت چیست؟ تعریف مورد علاقه‌ی من جمله‌ای از “باب دیلن” (Bob Dylen) است که گفت:

کسی موفق است که صبح از خواب برخیزد و شب به رختخواب برود؛ و بین این دو کاری را انجام دهد که دوست دارد.

شما احتمالا مقاله‌هایی را در مورد عادت های افراد موفق مطالعه کرده‌اید. مسئله‌ای که در مورد این دست از مقاله‌ها وجود دارد، این است که وعده‌های مشروط به شما می‌دهند.

“سه تا تخم مرغ با بیکن (Bacon) بخور، موهات رو با سویا بشور، ده تا شنا برو، و در همان زمان، تصدیق‌های روزانه‌ات رو انجام بده.”

ما به این سمت هدایت می‌شویم که «اگر من فلان کار رو انجام بدم، آنگاه موفق یا خوشحال خواهم شد». دقیقا به این معناست که: کاری رو انجام بده که دیگران انجام می‌دهند. جوری زندگی کن که دیگران زندگی می‌کنند.

اما این مرتبه و در ادامه لیستی از عادت های بد افراد ناموفق آورده شده است. اگر شما یکی از این عادت های بد را دارید، نگران نباشید چون هیچکس کامل و بی‌نقص نیست. اگر دو تا از این عادت های بد را دارید، باید نگران باشید. (:

سه یا بیشتر از این عادت های بد را دارید؟ ممکن است که بخواهید تغییر کنید — چون به طور قطع هیچکس نمی خواهد ناموفق و شکست خورده باشد.

(بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
6
اشتراک‌گذاری