شما تنها دو انتخاب دارید!!!

شما تنها دو انتخاب دارید

فضای مجازی پُر از داستان هایی ست که روایت یا ساخته شدند تا برای مخاطبانشون الهام بخش باشند. اما نمی دونم تا حالا میزان تأثیر اونها بررسی شده یا نه. که البته کار غیر ممکنی به نظر میرسه.

در نگاه اول این داستان ها خیلی هیجان انگیز به نظر می رسند و در نهایت هم شخصیت های برجسته و موفقی در دل داستان هست که نقش قهرمان رو بازی می کنند. نکته مثبت اینجاست که قهرمان داستان هیچ کار عجیب یا محیرالعقولی انجام نمیده و تنها در زمان و مکان درست، راه مناسب رو انتخاب می کنه.

همه ی ما در زندگی واقعی و در طول روز و با وجود تمام تکرارها، در موقعیت هایی قرار می گیریم که حق انتخاب داریم. انتخاب های درستِ ما می تونه شروعی باشه برای شکل گیری یک داستانِ الهام بخش.

داستان زیر که خیلی همه قدیمیه، یکی از همون داستانهاست:

شما دو انتخاب دارید
جری مدیر یک رستوران است. او همیشه در حالت روحی خوبی به سر می برد.
هنگامی که شخصی از او می پرسد که چگونه این روحیه را حفظ می کند، معمولا پاسخ می دهد:
”اگر من کمی بهتر از این بودم دوقلو می شدم.“
هنگامی که او محل کارش را تغییر می دهد بسیاری از پیشخدمتهای رستوران نیز کارشان را ترک می کنند تا بتوانند با او از رستورانی به رستوران دیگر همکاری داشته باشند.
چرا؟
برای اینکه جری ذاتا یک فرد روحیه دهنده است.
اگر کارمندی روز بدی داشته باشد، جری همیشه هست تا به او بگوید که چگونه به جنبه مثبت اوضاع نگاه کند.
مشاهده این سبک رفتار واقعا کنجکاوی مرا تحریک کرد، بنابراین یک روز به سراغ او رفتم و پرسیدم:
من نمی فهمم! هیچکس نمی تواند همیشه آدم مثبتی باشد. تو چطور اینکار را می کنی؟
جری پاسخ داد، ”هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم و به خودم می گویم، امروز دو انتخاب دارم.
می توانم در حالت روحی خوبی باشم و یا می توانم حالت روحی بد را برگزینم.
من همیشه حالت روحی خوب را انتخاب می کنم
هر وقت که اتفاق بدی رخ می دهد، می توانم انتخاب کنم که نقش قربانی را بازی کنم یا انتخاب کنم که از آن رویداد درسی بگیرم.
هر وقت که شخصی برای شکایت نزد من می آید، می توانم انتخاب کنم که شکایت او را بپذیرم و یا انتخاب کنم که روی مثبت زندگی را مورد توجه قرار دهم.
من همیشه روی مثبت زندگی را انتخاب می کنم.
من اعتراض کردم ”اما این کار همیشه به این سادگی نیست“
جری گفت ” همینطور است“
”کل زندگی انتخاب کردن است. وقتی شما همه موضوعات اضافی و دست و پاگیر را کنار می گذارید، هر موقعیتی، موقعیت انتخاب و تصمیم گیری است.
شما می توانید انتخاب کنید که چگونه به موقعیتها واکنش نشان دهید.
شما انتخاب می کنید که افراد چطور حالت روحی شما را تحت تاثیر قرار دهند.
شما انتخاب می کنید که در حالت روحی خوب یا بدی باشید.
این انتخاب شماست که چطور زندگی کنید“
چند سال بعد، من آگاه شدم که جری تصادفا کاری انجام داده است که هرگز در صنعت رستوران داری نباید انجام داد
او درب پشتی رستورانش را باز گذاشته بود.
و بعد ؟؟؟

You Have Only Two Choices!
Jerry is the manager of a restaurant. He is always in a good mood.
When someone would ask him how he was doing, he would always reply,
“If I were any better, I would be twins!”
Many of the waiters at his restaurant quit their jobs when he changed jobs, so they could follow him around from restaurant to restaurant.
Why?
Because Jerry was a natural motivator.
If an employee was having a bad day, Jerry was always there, telling the employee how to look on the positive side of the situation.
Seeing this style really made me curious, so one day I went up to Jerry and asked him:
“I don’t get it! No one can be a positive person all of the time. How do you do it?”
Jerry replied, “Each morning I wake up and say to myself, I have two choices today. I can choose to be in a good mood or I can choose to be in a bad mood.
I always choose to be in a good mood.
Each time something bad happens, I can choose to be victim or I can choose to learn from it. I always choose to learn from it.
Every time someone comes to me complaining, I can choose to accept their complaining or I can point out the positive side of life.
I always choose the positive side of life.”
“But it’s not always that easy,“
I protested.
“Yes it is,” Jerry said.
“Life is all about choices.
When you cut away all the junk every situation is a choice.
You choose
how you react to situations.
You choose
how people will affect your mood.
You choose
to be in a good mood or bad mood.
It’s your choice how you live your life.”
Several years later,I heard that Jerry accidentally did something you are never supposed to do in the restaurant business.
He left the back door of his restaurant open…
And then ???

(بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
7
اشتراک‌گذاری