بدانید که احتیاج و مراجعه مردم به شما از نعمت های الهی است، پس مواظب باشید که نعمت ها حیف و میل نگردد و بیهوده تلف نشود که مبدّل به نقمت و بی چارگی خواهد شد.

حسین بن علی عیله السلام

جملاتی از امام علی (ع)

جملاتی از امام علی (ع)

 روزانه از خدا معذرت خواهی کنید.

خدا را همیشه ناظر خود ببینید.

لذت گناه را فانی و رنج آن را طولانی بدانید.

بدون تحقیق قضاوت نکنید.

اجازه ندهید نزد شما از کسی غیبت شود.

صدقه دهید، چشم به جیب مردم ندوزید.

شجاع باشید، مرگ یکبار به سراغتان می آید.

سعی کنید بعد از خود، نام نیک بجای بگذارید.

دین را زیاد سخت نگیرید.

با علما و دانشمندان با عمل ارتباط برقرار کنید.

انتقادپذیر باشید.

مردم را با لقب صدا نکنید.

مکار و حیله گر نباشید.

حامی مستضعفان باشید.

اگر میدانید کسی به شما وام نمیدهد، از او تقاضا نکنید.

نیکوکار بمیرید.

خود را نماینده خدا در امر دین بدانید.

فحّاش و بذله گو نباشید.

بیشتر از طاقت خود عبادت نکنید.

رحم دل باشید.

با قرآن آشنا شوید.

تا میتوانید بدنبال حل گره مردم باشید.

(نهج البلاغه)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
6
اشتراک‌گذاری

ذکر ابن محمد جعفر الصادق، رضی الله عنه (تذکرة الاولیاء)

ذکر ابن محمد جعفر الصادق، رضی الله عنه (تذکرة الاولیاء)
ذکر ابن محمد جعفر الصادق، رضی الله عنه (تذکرة الاولیاء)
ذکر ابن محمد جعفر الصادق، رضی الله عنه (تذکرة الاولیاء)
ذکر ابن محمد جعفر الصادق، رضی الله عنه (تذکرة الاولیاء)

و گفت: «هر آن معصیت که اول آن ترس بود و آخر آن عذر، بنده را به حق رساند و هر آن طاعت که اول آن امن بود و آخر آن عُجب، بنده را از حق – تعالی – دور گرداند. مطیع با عُجب، عاصی است و عاصی با عذر، مطیع».

و از وی پرسیدند که «درویش صابر فاضل تر یا توانگر شاکر؟». گفت: «درویش صابر، که توانگر را دل به کیسه بود و درویش [را] با خدا». و گفت: «عبادت جز به توبه راست نیاید، که خق – تعالی – توبت مقدم گردانید بر عبادت، کما قال: التائبون العابدون». و گفت: «ذکر توبه، در وقت ذکر حق – تعالی – غافل ماندن است از ذکر. و خدای – تعالی – [را] یاد کردن به حقیقت، آن بود که فراموش کند در جنب خدای، جمله اشیاء را. به جهت آن که خدای – تعالی – او را عوض بود از جمله اشیاء».

و گفت: «در معنی این آیت که یَختَصُ بِرحمته مَن یَشاء – خاص گردانم به رحمت خویش هرکه را خواهم – واسطه و علل و اسباب از میان برداشته است. تا بدانید که عطاء محض است». و گفت: «مؤمن آن است که ایستاده است با نفس خویش، و عارف آنست که ایستاده است با خداوند خویش». و گفت: «هرکه مجاهده کند با نفس برای نفس، برسد به کرامات. و هرکه مجاهده کند با نفس برای خداوند، برسد به خداوند». و گفت: «الهام از اوصاف مقبولان است و استدلال ساختن که بی الهام بود، از علامت راندگان است».

و گفت: «مکر خدای – عز و جل – در بنده نهان تر است از رفتن مورچه، در سنگ سیاه، به شب تاریک». و گفت: «عشق، جنون الهی است. نه مذموم است و نه محمود». و گفت: «سر معاینه مرا آنگاه مسلم شد، که رقم دیوانگی بر من کشیدند». و گفت: «از نیکبختی مرد است که خصم او خردمند است».

و گفت: «از صحبت پنج کس حذر کنید: یکی از دروغگوی، که همیشه با وی در غرور باشی. دوم از احمق، که آن وقت که سود تو خواهد، زیان تو بود و نداند. سیوم بخیل، که بهترین وقتی از تو ببُرد. چهارم بددل، که در وقت حاجت تو را ضایع کند. پنجم فاسق که تو را به یک لقمه بفروشد. و به کمتر لقمه یی طمع کند».

گفت: «حق تعالی – را در دنیا بهشتی است و دوزخی: بهشت عافیت است و دوزخ بلاست. عافیت آنست که کار خود به خدای – عز و جل – بازگذاری، و دوزخ آن است که کار خدای با نفس خویش گذاری».

گفت: «مَن لَم یَکن لَهُ سِر، فَهُوَ مُضِر». گفت: «اگر صحبت اعدا، مضر بودی اولیا را، به آسیه ضرر بودی از فرعون. و اگر صحبت اولیا، نافع بودی اعدا را، منفعتی بودی زن نوح و لوط را، ولکن بیش از قبضی و بسطی نبود».

«ذکر ابن محمد جعفر الصادق ، رضی الله عنه (تذکرة الاولیاء عطار نیشابوری)»

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
4
اشتراک‌گذاری

رنج های علی و پیروانش. گزیده ای از سخنرانی دکتر علی شریعتی

رنج های علی و پیروانش. گزیده ای از سخنرانی دکتر علی شریعتی

رنج بزرگتر از اینکه ملتی عاشق علی باشد و عاقبت یزید را داشته باشد نیست. چه رنجی بالاتر از اینکه در این دنیا یک ملت، نشان علی بر پیشانی سرنوشتش خورده باشد و در عین حال از فقر، خواب، تخدیر، تفرقه، کوتاه اندیشی، بدبینی، ضعف و ذلت رنج ببرد.

دکتر علی شریعتی در نهم آبان ماه سال 1351 هجری شمسی، برابر با هجدهم ماه مبارک رمضان در حسینیه ی ارشاد سخنرانی می کند. آنچه شریعتی می گوید، حرف امروز و درد امروز نیز هست. بخش هایی از این سخنرانی، نیایشی است که از دکتر شریعتی به جای مانده و در فضای مجازی نیز بسیار نشر پیدا کرده است. با توجه به اینکه مدت زمان سخنرانی بیش از یک ساعت است، بخش هایی از آن را به صورت گزیده در این مطلب نقل می کنم. همچنین سعی کردم حالت گفتاری را به حالت نوشتاری تغییر دهم.

چه رنجی بالاتر از اینکه نسل قدیم ما که به علی و به مذهب علی وفادار مانده، قدرت زایندگی و حرکت خود را از دست داده، به جمود و توقف دچار شده و نمی تواند نسل آینده را به تاریخ و فرهنگ و مذهب علی پیوند دهد.

رنج های پیروان علی بیشتر از رنج های خود علی است.

علی، تجسم عدالت مظلوم در تاریخ بشر است. علی نه تنها قرآن ناطق است، بلکه آزادی، عدالت و انسانیت متعالی ناطق نیز هست. رنج علی از تمام رنج ها و شهادت ها و شکنجه ها و شلاق هاییست که بشریت خورده و ستم ها، پریشانی ها، فریب ها و خیانت هایی که بر روح و وجدان بشریت وارد شده است.

علی انسانی است که وقتی به حکومت می رسد، اولین کاری که می کند یک کار انقلابی است و تا وقتی می میرد، انقلابی می میرد. او تنها حاکمی است که در طول حکومتش انقلابی ماند و حتی از زمانی که تنها بود و بی مسئولیت، انقلابی تر. این سرنوشتی است که همه ی انسان ها بر عکس آن را طی می کنند؛ همه انقلابی هستند و پس از روی کار آمدن، محافظه کار می شوند.
علی بعد از مرگش حیاتی بارورتر از دوره ی زندگیش دارد و رنج هایی بزرگتر. و آن رنج ها ما هستیم. علی از رنج انتصاب او به ما و از رنج انتصاب ما به او، رهایی پیدا نکرده است. برای رنج او، کاری بکنیم. (بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
28
اشتراک‌گذاری

حسین علیه السلام هنوز تنهاست

سلام بر حسین علیه السلام

«چاقو، قیچی؛ چاقو تیز می کنیم. قیچی تیز می کنیم». بعد صدای طبل بلند شد. با شتاب می زد. طبل زَن سه ضرب می زد. مداح صبر کرد تا صدای سنج با نوای طبل همراه شود و بعد شروع کرد. صدای بلندگوها فضا را پر کرد. از کربلا می خواند و از حسین علیه السلام. شاید از گلوی بریده. شاید از قمر بنی هاشم و مشک آب. کلمات واضح نبود اما آهنگین بود. بعد صدایی خفه که به سختی شنیده می شد: «چاقو، قیچی؛ چاقو تیز می کنیم. قیچی تیز می کنیم» و بعد نوای محزون نی طنین انداز شد. زنجیرها بالا می رفت و بر شانه ها می نشست. پیرمرد عصازنان می رفت و چرخ کوچکی که ابزار کارش در آن بود به دنبال خود می کشید و داد می زد: «چاقو، قیچی؛ چاقو تیز می کنیم. قیچی تیز می کنیم» و من به یاد آن طنز پرداز بودم که گفته بود: «یک عمر تلاش کردم مردم بفهمند اما آنها فقط خندیدند» و دیدم که: «حسین علیه السلام هرآنچه داشت در راه حق داد تا مردم بفهمند، اما آنها فقط سینه زدند و اشک ریختند» …

«س.م.ط.بالا»

پی نوشت: هیچ قلمی نمی تواند لزوم عزاداری بر این مصیبت، ارزش اشک و آنچه بزرگان در این باره گفته اند را منکر شود. اما هدف این نیست که ما پی گرفته ایم.

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
16
اشتراک‌گذاری