شاید زلزله به زندگی‌اش افتاده باشد

س.م.ط.بالا
شاید زلزله به زندگی‌اش افتاده باشد

آفتاب تازه بالا آمده بود و هنوز رمق نداشت.

مردم با چهره‌های خواب‌آلود از خانه‌ها بیرون می‌آمدند و راهی محل کار و کسب می‌شدند.

مردی در خیابان، کناری ایستاده بود. ظاهرش پریشان نبود. اما چهره‌ای مستاصل داشت. هرگاه ماشینی به مرد نزدیک می‌شد، کمی جلو می‌رفت، دست بلند می‌کرد و ملتمسانه کمک می‌خواست.

هیچ‌کس توقف نمی‌کرد. هیچ‌کس سرعتش را کم نمی‌کرد. و مرد مایوس عقب می‌رفت.

و من فکر کردم چقدر خواب و غافل هستیم، شاید زلزله به زندگی مرد افتاده باشد. و چه بسیارند مردمانی همچون او.

از خواب بیدار نمی‌شویم؛ مگر آنکه آوار را با چشمان خود ببینیم، خاک‌های مانده بر تن‌ها را ببینیم و اشک‌های سیاه شده بر صورت‌ها را.

پاییز بود. و من زمزمه کردم «هوا بس ناجوانمردانه سرد است» و عبور کردم.

«س.م.ط.بالا»

پی‌نوشت: تصویر استفاده شده در این مطلب ارتباطی با زلزله‌های کشورمان (ایران) ندارد.

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
3
اشتراک‌گذاری

تذکرة الأولیاء (شیخ فرید الدین عطار نیشابوری)

نقل است که در بغداد دزدی را به دار آویخته بودند.
جنید بغدادی برفت و پای او بوسه داد
از او سوال کردند.
گفت هزار رحمت بر وی باد که در کار خود مرد بوده است و چنان این کار را بکمال رسانیده است که سر در سر آن کار کرده است.

تذکرة الأولیاء – شیخ فرید الدین عطار نیشابوری
(باب چهل و سوم، ذکر جنید بغدادی )

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
8
اشتراک‌گذاری

خودشناسی و آگاهی به احساس در همان لحظه ابراز

س.م.ط.بالا
خودشناسی و آگاهی به احساس در همان لحظه ابراز

خودشناسی

در یک حکایت قدیمی ژاپنی آمده است:

روزی یک جنگجوی سامورایی از استاد خود می‌خواهد که مفهوم بهشت و جهنم را برایش توضیح دهد. استاد با حالتی اهانت آمیز پاسخ می‌دهد: «تو آدم نادانی بیش نیستی و من نمی‌توانم وقتم را با افرادی مثل تو تلف کنم.»
سامورایی که غرورش جریحه دار شده است برافروخته و خشمگین می‌شود، شمشیرش را از نیام بیرون می‌کشد و می‌غرد: «می توانم تو را به خاطر این گستاخی بکشم.»
استاد در جواب به آرامی می‌گوید: «این جهنم است.»
سامورایی با مشاهده‌ی این حقیقت که چطور برای لحظه ای اسیر خشم شده بود در خود فرو می‌رود، آرام می‌گیرد، شمشیرش را غلاف می‌کند، در برابر استاد خود سر تعظیم فرو می‌آورد و از او به خاطر این بصیرت تشکر می‌کند.
استاد بلافاصله می‌گوید: «این همان بهشت است.»

هوشیاری سریع سامورایی در مورد آشوب و اضطراب درونی خود، به خوبی تفاوت اساسی میان اسیر بودن در یک احساس و آگاه بودن از آن را نشان می‌دهد.

سقراط هنگامی که می‌گوید: «خودت را بشناس» به این نکته کلیدی در هوشیاری عاطفی اشاره دارد که باید به احساس خود در همان زمان که در حال ابراز آن هستیم، آگاهی داشته باشیم.

«هوش عاطفی، دنیل گلمن، ترجمه حمیدرضا بلوچ، نشر رخ مهتاب، صفحه 81»

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
5
اشتراک‌گذاری

آدم باید اول انسان باشد بعد دکتر.

فرانسوا ولتر

آیا این عادت های بد را تجربه کرده اید؟

س.م.ط.بالا
عادت های بد در مقابل عادت های خوب

مقاله‌ی زیر ترجمه‌ای از “?Do You Have These Bad Habits” است (ترجمه از “س.م.ط.بالا”).

واقعا فکر می کنید با تقلید از عادت ها و رفتارهای دیگران می توانید به موفقیت برسید؟ اگر چنین بود، آنگاه رسیدن به موفقیت خیلی آسان بود.

با اینکه شناخت افراد موفق و یادگیری از آنها را دوست دارم، اما مطالعه و شناخت افراد بیچاره و ناموفق نیز جالب است.

من از مربیانم آموخته‌ام و این مفهوم را می‌پسندم که تلاش نمی‌تواند به عدم موفقیت منجر شود، چرا که موفقیت وابسته به طرز تفکر اشخاص (Subjective) است.

موفقیت چیست؟ تعریف مورد علاقه‌ی من جمله‌ای از “باب دیلن” (Bob Dylen) است که گفت:

کسی موفق است که صبح از خواب برخیزد و شب به رختخواب برود؛ و بین این دو کاری را انجام دهد که دوست دارد.

شما احتمالا مقاله‌هایی را در مورد عادت های افراد موفق مطالعه کرده‌اید. مسئله‌ای که در مورد این دست از مقاله‌ها وجود دارد، این است که وعده‌های مشروط به شما می‌دهند.

“سه تا تخم مرغ با بیکن (Bacon) بخور، موهات رو با سویا بشور، ده تا شنا برو، و در همان زمان، تصدیق‌های روزانه‌ات رو انجام بده.”

ما به این سمت هدایت می‌شویم که «اگر من فلان کار رو انجام بدم، آنگاه موفق یا خوشحال خواهم شد». دقیقا به این معناست که: کاری رو انجام بده که دیگران انجام می‌دهند. جوری زندگی کن که دیگران زندگی می‌کنند.

اما این مرتبه و در ادامه لیستی از عادت های بد افراد ناموفق آورده شده است. اگر شما یکی از این عادت های بد را دارید، نگران نباشید چون هیچکس کامل و بی‌نقص نیست. اگر دو تا از این عادت های بد را دارید، باید نگران باشید. (:

سه یا بیشتر از این عادت های بد را دارید؟ ممکن است که بخواهید تغییر کنید — چون به طور قطع هیچکس نمی خواهد ناموفق و شکست خورده باشد.

(بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
6
اشتراک‌گذاری

وانکه را خیمه به صحرای فراغت زده‌اند؛ گر جهان زلزله گیرد غم ویرانی نیست

س.م.ط.بالا

ایهاالناس جهان جای تن آسانی نیست
مرد دانا، به جهان داشتن ارزانی نیست

خفتگان را چه خبر زمزمه مرغ سحر؟
حیوان را خبر از عالم انسانی نیست

داروی تربیت از پیر طریقت بستان
کادمی را بتر از علت نادانی نیست

روی اگر چند پری چهره و زیبا باشد
نتوان دید در آیینه که نورانی نیست

شب مردان خدا روز جهان افروزست
روشنان را به حقیقت شب ظلمانی نیست

پنجه دیو به بازوی ریاضت بشکن
کاین به سرپنجگی ظاهر جسمانی نیست

طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی
صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست

حذر از پیروی نفس که در راه خدای
مردم افکن‌تر ازین غول بیابانی نیست

عالِم و عابد و صوفی همه طفلان رهند
مرد اگر هست بجز عارف ربانی نیست

با تو ترسم نکند شاهد روحانی روی
کالتماس تو بجز راحت نفسانی نیست

خانه پرگندم و یک جو نفرستاده به گور
برگ مرگت چو غم برگ زمستانی نیست

ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند
بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست

آخری نیست تمنای سر و سامان را
سر و سامان به از بی‌سر و سامانی نیست

آن کس از دزد بترسد که متاعی دارد
عارفان جمع بکردند و پریشانی نیست

وانکه را خیمه به صحرای فراغت زده‌اند
گر جهان زلزله گیرد غم ویرانی نیست

یک نصیحت ز سر صدق جهانی ارزد
مشنو ار در سخنم فایده دو جهانی نیست

حاصل عمر تلف کرده و ایام به لغو
گذرانیده، بجز حیف و پشیمانی نیست

سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی
به عمل کار برآید به سخندانی نیست

تا به خرمن برسد کشت امیدی که تراست
چاره کار بجز دیده بارانی نیست

گر گدایی کنی از درگه او کن باری
که گدایان درش را سر سلطانی نیست

یارب از نیست به هست آمده صنع توایم
وانچه هست از نظر علم تو پنهانی نیست

گر برانی و گرم بنده مخلص خوانی
روی نومیدیم از حضرت سلطانی نیست

ناامید از در لطف تو کجا شاید رفت؟
تو ببخشای که درگاه تو را ثانی نیست

دست حسرت گزی ار یک درمت فوت شود
هیچت از عمر تلف کرده پشیمانی نیست

«سعدی؛ مواعظ؛ قصاید؛ قصیده شماره ۷ – موعظه و نصیحت»

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
7
اشتراک‌گذاری

یعنی که وصال یار می‌باید و نیست؛ مجموعه رباعیاتی از ابوسعید ابوالخیر

س.م.ط.بالا
یعنی که وصال یار می‌باید و نیست؛ مجموعه رباعیاتی از ابوسعید ابوالخیر
یعنی که وصال یار می‌باید و نیست؛ مجموعه رباعیاتی از ابوسعید ابوالخیر
یعنی که وصال یار می‌باید و نیست؛ مجموعه رباعیاتی از ابوسعید ابوالخیر
یعنی که وصال یار می‌باید و نیست؛ مجموعه رباعیاتی از ابوسعید ابوالخیر
یعنی که وصال یار می‌باید و نیست؛ مجموعه رباعیاتی از ابوسعید ابوالخیر

عشق تو بلای دل درویش منست
بیگانه نمی‌شود مگر خویش منست
گفتم سفری کنم ز غم بگریزم
منزل منزل غم تو در پیش منست

عشق تو بلای دل درویش منست

(بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
6
اشتراک‌گذاری

پینوکیو

س.م.ط.بالا
پینوکیو

دماغم روز به روز درازتر می‌شود، بی‌آنکه دروغی گفته باشم. نمی‌دانم کدام عضوِ خیانتکار، افکارم را به گوشِ دماغم می‌رساند.

«س.م.ط.بالا»

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
7
اشتراک‌گذاری

تسخیر یک کشور بزرگ از تسخیر قلب کوچک یک زن آسانتر است.

ناپلئون بناپارت

امشب کنار غزلهای من بخواب ؛ اثری از همایون شجریان با اشعاری از افشین یداللهی

س.م.ط.بالا
امشب کنار غزلهای من بخواب ؛ اثری از همایون شجریان با اشعاری از افشین یداللهی

امشب کنار غزلهای من بخواب

تازه ترین اثر “همایون شجریان” با آهنگسازی “فردین خلعتبری” و اشعاری از مرحوم “افشین یداللهی” منتشر شده است. نام این آلبوم موسیقی برگرفته از یکی از اشعار افشین یداللهی است.

این آلبوم دارای شانزده قطعه است و از سایت بیپ‌تونز هم می توانید خرید کنید.

در ادامه می‌توانید مجموعه‌ی اشعار این اثر را بخوانید:

1. هجوم خاطره (افشین یداللهی)

شهر از هجوم خاطره‌هایت به من پُر است
بعد از تو شهر از منِ دیوانه دلخور است

از من که بین بود و عدم پرسه می‌زدم
تو بودی و کنار خودم پرسه میزدم

تو بودی و تمام غزل‌ها، ترانه‌ها
من بودم و تمام ستم‌ها، بهانه‌ها

من بودم و مجال شگفتی برای عشق
تو بودی و تحمل سخت بهای عشق

قلبم به خاطر تو مرا طرد کرده است
می‌سوزد از کسی که تو را سرد کرده است

از عشق رد شدی که من از ترس رد شوم
دیگر نمی‌توانم از این درس رد شوم

این بارِ آخر است برای خودم نه تو
من پشتِ خط فاجعه عاشق شدم نه تو

گرداب را درون خودت غرق می‌کنی
تو با تمام حادثه‌ها فرق می‌کنی.
(بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
11
اشتراک‌گذاری