کلاه ؛ طرح و سروده ای از شل سیلورستاین

س.م.ط.بالا
کلاه ؛ طرح و سروده ای از شل سیلورستاین

عجب کلاهی

چه کلاه خنده داری!
این حرفی است که همه می زنند
چیزی که آنها نمی دانند
این است که ….

این کلاه درست به اندازه سر من است.

«شل سیلورستاین؛ از مجموعه غلط کردم»

THIS HAT

What a silly — looking’ hat–

That’s what everybody said.

What they don’t realize

Is that…

… it exactly fits my head.

«Shel Silverstein»

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
3
اشتراک‌گذاری

هفت بار تحقیر روح ؛ جبران خلیل جبران

س.م.ط.بالا
هفت بار تحقیر روح ؛ جبران خلیل جبران

هفت بار روح خویش را تحقیر کردم:

نخستین بار هنگامی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی، خود را فروتن نشان می‌داد.

دومین بار آن هنگام که در مقابل فلج‌ها می‌لنگید.

سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت، آسان را برگزید.

چهارمین بار وقتی‌که مرتکب گناهی شد و به خویشتن تسلی داد که دیگران هم گناه می‌کنند.

پنجمین بار آنگاه‌که به علت ضعف و ناتوانی از کاری سر باز زد و صبر را حمل بر قدرت و توانایی‌اش دانست.

ششمین بار زمانی‌که چهره‌ای زشت را تحقیر کرد در حالی که نمی‌دانست آن چهره، یکی از نقاب‌های خود اوست.

و هفتمین بار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشود و انگاشت که فضیلت است.

«جبران خلیل جبران»

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
7
اشتراک‌گذاری

اگر آدمی آنقدر به غذا بی‌اعتنا باشد که زرد و ناتوان شود، ما نباید او را تحسین کنیم؛ اما مردی که از آگاهی به نیازهای خویش به مرحله‌ی همدردی با گرسنگان رسیده باشد سزاوار تحسین ما خواهد بود.

برتراند راسل

عشق و اراده ؛ نوشته “رولو می” با ترجمه دکتر “سپیده حبیب”

س.م.ط.بالا
عشق و اراده ؛ نوشته "رولو می" با ترجمه دکتر "سپیده حبیب"

عشق و اراده (Love and will) اثر برجسته‌ی رولو می(Rollo May)، یکی از پبشگامان روان‌شناسی وجودی(اگزیستانسیال) آمریکاست. در این کتاب که به گفته رولو می محصول 30 سال تأمل، تجربه و تخصص اوست، سرگذشت دو خصیصه بنیادی یعنی عشق و اراده را در جوامع انسانی از نگاه اسطوره‌ای تا مدرنیته در چشم‌اندازی وجودگرایانه رمزگشایی می‌کند.

این کتاب با ترجمه دکتر سپیده حبیب، توسط نشر دانژه به زبان فارسی منتشر شده است.

دیباچه

همه آنچه هست، دل‌انگیز است. آفتاب از فراز کوه سر بر می‌آورد و سبزی شگفت انگیز با پرمایگی وافرش از دره ژرف سرازیر می‌شود. گویی درختان در طول شب اندکی قد کشیده‌اند و علفزار با میلیون‌ها سوسن وحشی سیاه‌چشم از هم شکفته است.

این رفت و آمد بی‌پایان، بازگشت ابدی: روییدن، جفت گیری، مردن و دوباره روییدن را باز حس می‌کنم. و می‌دانم آدمیزاد هم بخشی از این رفت و بازگشت ابدی‌ست، بخشی از اندوهش و بخشی از آهنگش. ولی شعور انسانِ جست‌و‌جوگر فرامی‌خوانَدش تا از این بازگشت ابدی برگذرَد. من نیز مانند دیگرانم جز آنکه جست‌وجویی متفاوت را برگزیده‌ام. همواره بر این اعتقاد بوده‌ام که باید در جست‌وجوی حقیقت درونی بود با این باور که میوه‌ی ارزش‌های آینده تنها زمانی قادر به رشد است که بذرش را تاریخ امروز ما افشانده باشد.
معتقدم به ویژه در این سده‌ی بیستمِ در حال گذار، زمانه‌ای که حاصل کامل شکست ارزش‌های درونی‌مان را به نظاره نشسته‌ایم، بسیار مهم است که به جست‌وجوی سرچشمه‌ی عشق و اراده برخیزیم.

درباره این کتاب به نقل از سایت الف بیشتر بخوانید:

رولو مِی (۱۹۰۹-۱۹۶۹) روان‌شناس بزرگ و پدر روان‌شناسی اگزیستانسیال آمریکا در شصت سالگی اثری منتشر کرد که به قدری مورد استقبال قرار گرفت که کتاب پرفروش همان سال شد. این شاه‌کار کم نظیر که “عشق و اراده” نام داشت، جایزه ملی رالف والدو امرسون را نیز در سال بعد از آن خود کرد. رولو می در باب این کتاب خود در فصل اول می‌گوید: “من این کتاب را بر اساس تجربه ۲۵ سال کار فشرده خود می‌نویسم که به عنوان روان درمان‌گری روانکاو، به درمان کسانی پرداخته‌ام که می‌کوشند با تعارض‌های خود روبه‌رو شوند و به آن‌ها بپردازند. زیربنای این تعارض‌ها وجوه از کار افتاده عشق و اراده است. به عبارتی هر روان درمان‌گر همواره در حال پژوهش است یا باید باشد، پژوهش به معنای کندوکاو برای یافتن سرچشمه‌ها”. پس این اثر کندوکاوی برای یافتن سرچمشه‌های عشق و اراده است. اما چه ضرورتی دارد که در پی چنین کاری باشیم؟

از نظر رولو می دلیل این مطلب یک نکته تکان دهنده در مورد وضعیت عشق و اراده در زمانه ماست. آن نکته تکان دهنده این است که گرچه در گذشته عشق و اراده را پاسخ معضلات زندگی قلمداد می‌کردند، اکنون اما خودشان به مشکل زندگی بدل شده‌اند. این دو مورد نه تنها دچار مشکل شده‌اند، بلکه خود مسبب مشکلات گوناگونی برای ما هستند. برای نمونه به علت وجود مشکلاتی در عشق و اراده، اساس وجودمان از احساسات و فرآیندهای مرتبطی که عشق و اراده دو نمونه شاخص آن‌هاست، تهی شده است. انسان‌ها از روی ناچاری در خود فرو می‌روند و با نوع جدیدی از بحران هویت درگیر می‌شوند. در مرحله بعدی دچار بی‌احساسی می‌گردند. مرحله بعد از آن هم خشونت است؛ زیرا هیچ کس نمی‌تواند تجربه کرخت‌کننده عجز و ناتوانی خود را به مدت طولانی تاب آورد.

اساسا باید گفت جهان ما در وضعیتی به‌ سر می‌برد که عشق ورزیدن و اراده کردن در آن به طرز عجیبی دشوار شده است. در جهانی که دارای پیشرفته‌ترین ابزار ارتباطی است، برقراری ارتباط شخصی واقعی بسیار دشوار و نادر می‌شود. بسته شدن راه‌های تاثیرگذاری ما بر دیگران و تاثیرگذاری دیگران بر ما اختلال اصلی موجود در عشق و اراده است. به همین علت عشق و اراده روزبه‌روز مسئله‌دارتر می‌شوند تا جایی که برخی بر این باورند که دستیابی به این دو اساسا ناممکن است. (بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
4
اشتراک‌گذاری

نیکوتر آنکه تجارب متقدمان را نمودار عادات خویش گردانیده آید

س.م.ط.بالا

و هو من کلام بزرجمهر البختکان

و نیکوتر آنکه سیرت‌های گذشتگان را امام ساخته شود و تجارب متقدمان را نمودار عادات خویش گردانیده آید. که اگر در هر باب ممارست خویش را معتبر دارد عمر در محنت گزارد.

با آنچه گویند «در هر زیانی زیرکی‌ای است» لکن از وجه قیاس آن موافق‌تر که زیان دیگران دیده باشد و سود از تجارب ایشان برداشته شود، چه اگر از این طریق عدول افتد هر روز مکروهی باید دید، و چون تجارب اتقیانی حاصل آمد هنگام رحلت باشد.

«نصرالله منشی: کلیله و دمنه»

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
4
اشتراک‌گذاری

رگه طلا (سفر به دل خلاقیت)، جولیا کامرون

رگه طلا (سفر به دل خلاقیت)، جولیا کامرون

جولیا کامرون(Julia Cameron)، نویسنده کتاب پرفروش راه هنرمند، این بار در کتاب “رگه طلا: سفر به دل خلاقیت” (The vein of gold: a Journey to your creative heart) از تجربه وسیع خود در حوزه هنر و تدریس استفاده می کند تا خوانندگان کتاب را به سوی افق های زندگی ای خلاق تر و پُر ثمرتر هدایت کند.

این کتاب خارق العاده با استفاده از روشهای مبتکرانه در رابطه با روندهای خلاق وجود ما و با در اختیار گذاشتن بیش از یکصد تکلیف ارزشمند و الهام بخش، ما را به سوی رشد و شفای حقیقی پیش می برد.

کتاب رگه طلا به صورت “سفر به دل خلاقیت” طراحی شده است و خوانندگان را از هفت قلمرو عبور می دهد:

قلمرو داستان، جایی که زبان باعث زنده شدن تصاویر خلاق می شود.
قلمرو تصویر، جایی که ما یاد می گیریم اطلاعات را به صورت جامع دریافت کنیم و به برداشت ها، شهود، و احساسات شخصی خود ارج نهیم.
قلمرو صدا، جایی که ما با آهنگ جریان زندگی خلاق هم صدا می شویم و هر روز در عمل صدای بیشتری خلق می کنیم.
قلمرو روابط، جایی که ما مهارت های خود را بیشتر و یاران معتمد خود را انتخاب می کنیم.
قلمرو نگرش، جایی که منفی بافی ها را دور می ریزیم و یاد می گیریم خلاقیت های خود را سبکبار تر دنبال کنیم
قلمرو معنویت، جایی که ما تماس آگاه با قلمروهای متعالی تر را می آموزیم تا با منابع درونی خود بیشتر در تماس باشیم.
قلمرو امکانات، جایی که ما به بینش خلاق خود از زندگی دست می یابیم.

آرزو خوب است. شور خوب است. آرزوی پرشور روی اراده تمرکز می کند و این باعث اراده و محرک انرژی می شود.
وقتی ما بتوانیم با خودمان روشن باشیم، می توانیم با دنیا روشن باشیم.
وقتی با خودمان و دنیا روشن باشیم، آن گاه بیشتر می توانیم به خودمان احترام بگذاریم. این عزت نفس قادرمان می سازد تا با آمادگی بیشتری هدایایی که هستی به عنوان پاداش وضوحمان تقدیم می کند دریافت کنیم.
درست همانطور که یاد می گیریم کارها را شروع کنیم و به پایان نرسانیم، می توانیم یاد بگیریم آنچه را شروع کرده ایم تکمیل کنیم.

چه درگیر یک طرح خلاق باشید، چه تازه شروع به پرورش خلاقیت خود کرده باشید، این کتاب خارق العاده ابزاری نو و عملی برای حفر کردن و استفاده از رگه طلایی درونتان در اختیار شما قرار می دهد.
اجازه گفتن ناگفتنی ها
اجازه فکر کردن به غیر قابل فکر ها
اجازه خلق هنر هایی که پیش از این خلق نکردنی بود.

ما برای این اینجاییم که شاهد آفرینش باشیم و تقویتش کنیم.(انی دیلارد)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
4
اشتراک‌گذاری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به آنانی که راه را از من پرسیده اند چنین پاسخ داده ام: «این – اکنون راه من است. راه شما کدام است؟» زیرا راهِ مطلق در کار نیست.

فردریش نیچه

تو میوه ی درباری یک شاخه ی دوری

س.م.ط.بالا
تو میوه ی درباری یک شاخه ی دوری

تو میوه ی درباری یک شاخه ی دوری

من میوه ی افتاده به چرخ تره بارم

«از شعر “دیوار و چین” سروده ی احسان افشاری»

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
4
اشتراک‌گذاری

Start : مهمترین کلمه ای که در زندگی خود باید دنبال کنید

س.م.ط.بالا

مجموعه کارتونی از: John P. Weiss


ادامه مطلب را دنبال کنید  (بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
6
اشتراک‌گذاری

تمام تعقلات و اندیشه‌های مرد به یک محبت زن نمی‌ارزد.

فرانسوا ولتر