یعنی که وصال یار می‌باید و نیست؛ مجموعه رباعیاتی از ابوسعید ابوالخیر

س.م.ط.بالا
یعنی که وصال یار می‌باید و نیست؛ مجموعه رباعیاتی از ابوسعید ابوالخیر
یعنی که وصال یار می‌باید و نیست؛ مجموعه رباعیاتی از ابوسعید ابوالخیر
یعنی که وصال یار می‌باید و نیست؛ مجموعه رباعیاتی از ابوسعید ابوالخیر
یعنی که وصال یار می‌باید و نیست؛ مجموعه رباعیاتی از ابوسعید ابوالخیر
یعنی که وصال یار می‌باید و نیست؛ مجموعه رباعیاتی از ابوسعید ابوالخیر

عشق تو بلای دل درویش منست
بیگانه نمی‌شود مگر خویش منست
گفتم سفری کنم ز غم بگریزم
منزل منزل غم تو در پیش منست

عشق تو بلای دل درویش منست

(بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
6
اشتراک‌گذاری
http://ideality.ir/?p=2289
لینک کوتاه این مطلب

پینوکیو

س.م.ط.بالا
پینوکیو

دماغم روز به روز درازتر می‌شود، بی‌آنکه دروغی گفته باشم. نمی‌دانم کدام عضوِ خیانتکار، افکارم را به گوشِ دماغم می‌رساند.

«س.م.ط.بالا»

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
7
اشتراک‌گذاری
http://ideality.ir/?p=2279
لینک کوتاه این مطلب

تسخیر یک کشور بزرگ از تسخیر قلب کوچک یک زن آسانتر است.

ناپلئون بناپارت

امشب کنار غزلهای من بخواب ؛ اثری از همایون شجریان با اشعاری از افشین یداللهی

س.م.ط.بالا
امشب کنار غزلهای من بخواب ؛ اثری از همایون شجریان با اشعاری از افشین یداللهی

امشب کنار غزلهای من بخواب

تازه ترین اثر “همایون شجریان” با آهنگسازی “فردین خلعتبری” و اشعاری از مرحوم “افشین یداللهی” منتشر شده است. نام این آلبوم موسیقی برگرفته از یکی از اشعار افشین یداللهی است.

این آلبوم دارای شانزده قطعه است و از سایت بیپ‌تونز هم می توانید خرید کنید.

در ادامه می‌توانید مجموعه‌ی اشعار این اثر را بخوانید:

1. هجوم خاطره (افشین یداللهی)

شهر از هجوم خاطره‌هایت به من پُر است
بعد از تو شهر از منِ دیوانه دلخور است

از من که بین بود و عدم پرسه می‌زدم
تو بودی و کنار خودم پرسه میزدم

تو بودی و تمام غزل‌ها، ترانه‌ها
من بودم و تمام ستم‌ها، بهانه‌ها

من بودم و مجال شگفتی برای عشق
تو بودی و تحمل سخت بهای عشق

قلبم به خاطر تو مرا طرد کرده است
می‌سوزد از کسی که تو را سرد کرده است

از عشق رد شدی که من از ترس رد شوم
دیگر نمی‌توانم از این درس رد شوم

این بارِ آخر است برای خودم نه تو
من پشتِ خط فاجعه عاشق شدم نه تو

گرداب را درون خودت غرق می‌کنی
تو با تمام حادثه‌ها فرق می‌کنی.
(بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
9
اشتراک‌گذاری
http://ideality.ir/?p=2268
لینک کوتاه این مطلب

تلنگر: بنیان‌گذار تاکسیرانی یک بانوست

س.م.ط.بالا
بنیان‌گذار تاکسیرانی یک بانوست

در میان هزاران هزار نفری که هر روز در کلان شهر تهران از تاکسی‌ها پیاده و سوار می‌شوند شاید کسی را گمان آن نرود که بنیان‌گذار سیستم تاکسیرانی در پایتخت یک زن باشد. زنی که به لیاقت و کاردانی در تاریخ مشهور است و او کسی نیست جز اشرف الملوک ملقب به فخرالدوله، دختر مظفرالدین شاه قاجار.

اشرف الملوک که در سال ۱۲۶۱ از مادری به نام سرورالسلطنه (دختر فیروز میرزا نصرت الدوله فرمان فرما) متولد شد ابتدا نامزد پسرخاله‌ی خود یعنی محمد مصدق بود، اما مظفرالدین شاه از حاج میرزا علی خان امین الدوله صدراعظم خواست که پسرش را وادارد دختر شیخ محسن خان معین الملک (مشیرالدوله) را طلاق دهد و با نهمین دخترش اشرف الملوک (فخرالدوله) ازدواج کند. سالها گذشت و فخرالدوله با بهره گیری از ارثیه و مدیریت خود به یکی از ثروتمندان ایران تبدیل شد.

فخرالدوله که علاوه بر برقرار کردن سیستم تاکسیرانی در تهران، احداث مسجد فخرالدوله و چند بنای دیگر از یادگارهای اوست خیلی زود توانست، لیاقت و کاردانی خود را بروز دهد و تاریخ از او به عنوان یک زن خلاق، اجتماعی، مدیر و مدبر یاد کرده است. گفته می شود فخرالدوله از ثروت خود در امور خیریه هم فروگذاری نکرد و از جمله کارهای مهمش تأسیس آسایشگاه سالمندان در املاک موروثی اش واقع در کهریزک است که امروزه جزو عظیم ترین مؤسسات یاری رسانی به مصدومان، از کارافتادگان و سالمندان به شمار می رود.

اگرچه برخی منابع تاریخی متذکر شده‌اند که فخرالدوله اولین فرد واردکننده‌ی تاکسی به تهران نبوده است و این اقدام را به علی امینی فرزند پسرش نسبت داده‌اند اما در کتاب «اولین زنان» نوشته‌ی “عذرا دژم” هم به این کار وی اشاره شده است و در برخی منابع دیگر آمده است که او به پسرهایی که می‌خواستند متأهل شوند یک تاکسی برای امرار معاش هدیه می‌داده است.

مطلب فوق از “سایت سازمان مدیریت و نظارت بر تاکسیرانی شهر تهران” بازنشر شده است.

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
3
اشتراک‌گذاری
http://ideality.ir/?p=2263
لینک کوتاه این مطلب

ترجمه با افزونه‌ی Google Translate در مرورگر Chrome

س.م.ط.بالا
نصب افزونه Google Translate در مرورگر Chrome

ترجمه یکی از دغدغه های کاربران فارسی زبان، در مرور و مطالعه ی مطالب غیر فارسی در صفحات مختلف وب است. احتمالا هر کدام از ما یکی از انواع دیکشنری های متداول را مورد استفاده قرار می دهیم، که البته گاهی (فقط گاهی) می‌تواند با دشواری‌هایی همراه باشد.

اما اگر از کاربران مرورگر Chrome هستید در این مطلب کوتاه، با افزونه ای برای این مرورگر آشنا می‌شوید که با استفاده از آن به آسانی (تنها با انتخاب متن مورد نظر) می توانید کلمات و حتی جملات را به زبان دلخواه ترجمه کنید.

در ادامه نحوه‌ی نصب و استفاده از این افزونه توضیح داده شده است.

برای دسترسی به افزونه‌ی Google Translate از طریق مرورگر Chrome اینجا کلیک کنید.

(بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
8
اشتراک‌گذاری
http://ideality.ir/?p=2254
لینک کوتاه این مطلب

دوست را چندان قوت مده که اگر دشمنی کُنَد، توانَد

س.م.ط.بالا
دوست را چندان قوت مده که اگر دشمنی کُنَد، توانَد

یکی در صنعت کُشتی گرفتن سرآمد بود؛ سیصد و شصت بند فاخر بدانستی و هر روز به نوعی از آن کشتی گرفتی. مگر گوشه خاطرش با جمال یکی از شاگردان میلی داشت سیصد و پنجاه و نه بندش درآموخت، مگر یک بند که در تعلیم آن دفع انداختی و تأخیر کردی.

فی الجمله پسر در قوت و صنعت سر آمد و کسی را در زمان با او امکان مقاومت نبود تا به حدی که پیش ملکِ آن روزگار گفته بود: «استاد را فضیلتی که بر من است از روی بزرگی است و حق تربیت، وگرنه به قوت از او کمتر نیستم و به صنعت با او برابرم.»

ملک را این سخن سخت دشوار آمد، فرمود تا مُصارَعَت کنند. مقامی مُتَسع ترتیب کردند و ارکان دولت و اعیان حضرت و زورآوران روی زمین حاضر شدند. پسر چون پیل مست اندر آمد، به صدمتی که اگر کوه رویین بودی از جای برکندی. استاد دانست که جوان به قوت از او برتر است، بدان بندِ غریب که از وی نهان داشته بود با او درآویخت، پسر دفع آن ندانست، به هم برآمد، استاد به دو دست از زمینش بالای سر برد و فروکوفت. غریو از خلق برخاست. ملک فرمود استاد را خلعت و نعمت دادن و پسر را زجر و ملامت کرد که با پرورده خویش دعوی مقاومت کردی و به سر نبردی. گفت: «ای پادشاه روی زمین، به زورآوری بر من دست نیافت، بلکه مرا از علم کُشتی دقیقه ای مانده بود و همه عمر از من دریغ همی‌داشت، امروز بدان دقیقه بر من غالب آمد.»
گفت: از بهر چنین روزی، که زیرکان گفته‌اند دوست را چندان قوت مده که اگر دشمنی کند تواند، نشنیده‌ای که چه گفت آن که از پرورده خویش جفا دید:

یا وفا خود نبود در عالم
یا مگر کس در این زمانه نکرد

کس نیاموخت علم تیر از من 
که مرا عاقبت نشانه نکرد

«گلستان سعدی رحمةالله علیه، باب اول، در سیرت پادشاهان»

پی‌نوشت:

مُصارَعَت: (مُ رَ عَ) [ ع . مصارعة ] (مص ل .) با هم کُشتی گرفتن. (فرهنگ فارسی معین)

مُتَسع: (مُ تَّ س ) [ ع . ] (ص .) وسیع ، گشاد. (فرهنگ فارسی معین)

 

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
4
اشتراک‌گذاری
http://ideality.ir/?p=2247
لینک کوتاه این مطلب

بی‌تردید انسان در زیان‌کاری بزرگی است

س.م.ط.بالا

چشمِ دیدن داشتم، اما هیچگاه ندیدم؛ گوشِ شنیدن داشتم، اما هیچگاه نشنیدم؛ زبانِ گفتن داشتم، اما هیچگاه نگفتم؛ پای رفتن داشتم، اما هیچگاه نرفتم.

زیبایی بود و من ندیدم. نوای دلنشین بود و من نشنیدم. سخنِ عشق بود و من نگفتم. راه معلوم بود و من نرفتم.

اینچنین گذشت سال‌های رفته‌ی عمر. بی‌تردید انسان در زیان‌کاری بزرگی است*.

«س.م.ط.بالا»

* اشاره‌‌ای به آیه‌ی شریفه‌ی « إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ »

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
9
اشتراک‌گذاری
http://ideality.ir/?p=2242
لینک کوتاه این مطلب

چرخ خدا ؛ از اشعار شل سیلورستاین

س.م.ط.بالا

خدا لبخندی زد و  به من گفت

«چطوره یه چند وقتی تو خدایی بکنی

و دنیا را بگردانی؟»

گفتم: «باشه. امتحان می کنم.

خب دفتر کارم کجاست؟

وقت ناهار چه ساعتی است؟

کی باید کارم را تمام کنم؟»

خدا گفت: «چرخ را بده به من

فکر نمی کنم هنوز برای این کار آماده باشی.»

:: شل سیلورستاین : Shel Silverstein ::

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
8
اشتراک‌گذاری
http://ideality.ir/?p=2235
لینک کوتاه این مطلب

این زیبایی نیست که آفریننده ی عشق است، بلکه عشق است که آفریننده ی زیبایی است.

لئو تولستوی