مگر می شود احساسات را تنظیم کرد؟

فیلم سینمایی آسمان اکتبر داستانی واقعی در مورد شهر کوچکی است که مردم آن با کار در معدن ذغال سنگ زندگی می کنند . همچنین داستان زندگی مردمی است که با بقیه تفاوت دارند.آسیب و مرگ خطر با کار روزانه درمعدن ذغال سنگ همراه است. هر وقت صدای آژیر می آید مردم شهر می دانند که یک نفر که شاید دوستش داشته اند آسیبی جدی دیده است .

به طور حتم حس می کنید که زن های این شهر با انتظار دائمی فاجعه ، چه حالی داشته اند.

سرکارگر مدام برای نجات کارگرهایش جانش را به خطر می انداخت . در یک صحنه ی تلخ همسراو که در چهره اش ترس ، خستگی و عصبانیت موج می زد به طرف پسرش برگشت و گفت ” بابات دلش می خواد قهرمان باشه . اگر بمیره به خدا یه قطره اشک نمی ریزم.”

زن و شوهری که دائم با خطر مواجه هستند چطور می توانند به هم علاقه مند بمانند؟

مگر می شود احساسات را تنظیم کرد؟

آیا می شود کم کم به جایی رسید که احساس نداشت؟

عشق عمیق بین رمئو و ژولیت و رقابت تلخ بین سزار و مارک آنتونی احساسات انسان را به حرکت وا می دارند . بسیاری از کارها در مسیر احساسات هستند و سبب تمرکز می شوند و انسان را به هیجان می آورند و احساسات بی واکنش نمی مانند.

فرض کنید رئیس شما جلو همکاران به شما توهین کند . عصبانی می شوید . شاید فریاد بکشید .شاید کاری کنید که اخراج شوید و یا شاید با خودتان کنار بیایید که بی تربیتی رئیس مشکل خودش است.

موقعیت ها خیلی خطرناک یا خیلی احساس برانگیز هستند نوع برخورد تاثیر عجیبی بر روابط دارند

یکی از رایج ترین اشتباهات در رابطه با دیگران این است که شدت احساسات برای یک موقعیت را درست نمی دانیم. مقدار درست همان مقداریست که احساس می کنیم.

پس اگر احساسات کسی بیشتر از ما باشد آن را افراطی تلقی می کنیم و برای تغییر واکنش وی تلاش نمی کنیم ؟

تفسیر احساسات کار راحتی نیست هیجانی که با انواع احساسات همراه است یکسان است . چه بترسید و چه عصبانی باشید قلب تان تند تر می زند

زبان احساس انسان ها هم شبیه  به هم است . چهره غمگین یک بومی با چهره غمگین ما تفاوتی ندارد.

احساسات انگیزه مراقبت از خود و کسانی است که دوستشان داریم یعنی توانایی درک و به کار گرفتن احساسات خود و اطرافیانمان است.

مانند رئیسی که متوجه شده همسرش بیماری لاعلاج دارد سر کارگر ها داد می زند.

دست کم برای هر کسی یک بار اتفاق می افتد تا احساساتمان  را از خشم، عصبانیت ، محبت ، دوست داشتن ، عشق ورزیدن  و یا … رادر جایی مخفی کنیم.

آیا توانایی پنهان کردن احساسات خود مان مفید تر از توانایی کشف احساسات دیگران است؟

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
4
اشتراک‌گذاری

چطور می شود از لیموترش، شربت درست کرد

چطور می شود از لیموترش، شربت درست کرد

چطور می شود از لیموترش، شربت درست کرد.

از چه منطقی برای پیدا کردن گمشده ها استفاده می کنید؟

به نظر شما نقطه مشترک شرلوک هولمز، آلبرت انیشتن، ماری کوری و یوناس سالک چیست؟

همه ی این ها ذهنی بی نظیر داشتند که به آن ها امکان تبدیل اطلاعات به شکلی انقلابی را می داد.

شما راه حل مسائل را چگونه پیدا می کنید؟

قبل از رفتن به رختخواب به آن و راه حل های مختلفش فکرمی کنید. به خودتان تلقین می کنید که در خواب به حل مساله خواهید رسید.

شاید صبح فردا به نتیجه نرسید اما اگر ادامه دهید نتیجه خواهید گرفت؟

ذهن انسان و آنچه در آن وجود دارد روی تک تک وجوه زندگی تاثیر می گذارد. و سبب کشف رازهایی می شود و بر احساسی که نسبت به آن ها داریم اثر می گذارد.

وارد شدن به فکر دیگران هم موج محرکی از واکنش تغییرات محرک خاص است.

قبل از اینکه واین ویلیامز(قاتل سریالی) دستگیر شود یک روانشناس به نام جان داگلاس او را مرد سیاهپوست بیست ساله ای که لباس پلیس می پوشد توصیف کرد. در مورد یک قاتل سریالی دیگر گفت که لکنت زبان دارد .

یک بمب گذار را مردی سفید پوست ، بسیار با هوش با شخصیتی وسواس که از قبل دانشجو بوده است توصیف کرد . در همه موارد درست گفته بود . داگلاس چطور کسانی را که ندیده بود آینقدر درست توصیف می کرد؟

جان داگلاس جنون ندارد او بیست و پنج سال در اف بی ای کارش ثبت افکار قاتل های سریالی بود . بعد از این همه سال تجربه می توانست شکل افکار جانی ها را ترسیم کند او بیش از هر کسی با افکارو رفتار جانی ها آشنا بود.

مدل پردازش اطلاعات می گوید که تفکر را می توان چند تکه کرد و کاراگاهان ذهن برای مسیر حرکت کلید درک واحساس آن را بررسی می کنند

ذهن دائما سازه های جدیدی از افکاری را می سازند که حرکتی خلاق دارد

همانطور که یک رابطه خوب نیازمند داشتن علاقه مندی های مشترک است یکی از کارهای اصلی ذهن ساختن مفهوم است یعنی پیدا کردن خود مفهوم.

باید تفاوت لازم و کافی را بدانیم . پرنده و زنبور هر دو بال دارند برای تعریف هر کدام بال لازم است اما برای تمایز کافی نیست.

گاهی دانستن واقعیت، مساله ی ساده ای نیست، قبل از خلاق بودن باید منطقی بود.

گوته شاعر معروف آلمانی نیز دچار بیمارپنداری بود.او دست به کار نوشتن فاوست شد تا برمشکلات خود غلبه کند.

کار او مثال جالبی از این است که چطور می شود از لیموترش، شربت درست کرد.

بله اگر می خواهید مغزقوی و ذهنی متفکر داشته باشید از روشی تحلیلی استفاده کنید

مغز انسان ارثیه ای است از تمایلات و احساسات و افکاری که در دست دارد و با استفاده از تکان های الکتریکی پیام ارسال می کند و بهترین دستگاه ارتباطی دنیاست و ذهن بخشی از ماست . خود ما که از وجودش آگاهیم.

زیرا رابطه ها بیش از تعامل بین آدم ها در ذهن آن ها شکل می گیرد و به تدریج معجزه می کند.

اگر یک نفر نصف مغز داشته باشد چگونه زندگی می کند؟

واگر ارتباط دو نیمه ی مغز با هم قطع شود چه خواهد شد؟

 

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
6
اشتراک‌گذاری

چرا مرده پرست و خصم جانیم؟ (غزلیات شمس؛ مولوی)

س.م.ط.بالا

چرا مرده پرست و خصم جانیم؟

بیا تا قدر یک دیگر بدانیم
که تا ناگه ز یک دیگر نمانیم
چو مؤمن آینه مؤمن یقین شد
چرا با آینه ما روگرانیم
کریمان جان فدای دوست کردند
سگی بگذار ما هم مردمانیم
فسون قل اعوذ و قل هو الله
چرا در عشق همدیگر نخوانیم
غرض‌ها تیره دارد دوستی را
غرض‌ها را چرا از دل نرانیم
گهی خوشدل شوی از من که میرم
چرا مرده پرست و خصم جانیم
چو بعد از مرگ خواهی آشتی کرد
همه عمر از غمت در امتحانیم
کنون پندار مردم آشتی کن
که در تسلیم ما چون مردگانیم
چو بر گورم بخواهی بوسه دادن
رخم را بوسه ده کاکنون همانیم
خمش کن مرده وار ای دل ازیرا
به هستی متهم ما زین زبانیم

«غزلیات شمس؛ مولوی»

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
6
اشتراک‌گذاری

جملاتی از امام علی (ع)

جملاتی از امام علی (ع)

 روزانه از خدا معذرت خواهی کنید.

خدا را همیشه ناظر خود ببینید.

لذت گناه را فانی و رنج آن را طولانی بدانید.

بدون تحقیق قضاوت نکنید.

اجازه ندهید نزد شما از کسی غیبت شود.

صدقه دهید، چشم به جیب مردم ندوزید.

شجاع باشید، مرگ یکبار به سراغتان می آید.

سعی کنید بعد از خود، نام نیک بجای بگذارید.

دین را زیاد سخت نگیرید.

با علما و دانشمندان با عمل ارتباط برقرار کنید.

انتقادپذیر باشید.

مردم را با لقب صدا نکنید.

مکار و حیله گر نباشید.

حامی مستضعفان باشید.

اگر میدانید کسی به شما وام نمیدهد، از او تقاضا نکنید.

نیکوکار بمیرید.

خود را نماینده خدا در امر دین بدانید.

فحّاش و بذله گو نباشید.

بیشتر از طاقت خود عبادت نکنید.

رحم دل باشید.

با قرآن آشنا شوید.

تا میتوانید بدنبال حل گره مردم باشید.

(نهج البلاغه)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
6
اشتراک‌گذاری

حسین وارث آدم (پس از شهادت) – دکتر علی شریعتی

س.م.ط.بالا
حسین وارث آدم (پس از شهادت) - دکتر علی شریعتی

متنی که در زیر می آید، بخشی از کتاب “حسین وارث آدم” دکتر علی شریعتی است. با عنوان “پس از شهادت”. این بخش، از سخنرانی وی در اسفند ۱۳۵۰ هجری شمسی در “مسجد جامع نارمک” برداشته شده است.

خواهران، برادران!

اکنون شهيدان مرده اند، و ما مرده ها زنده هستيم. شهيدان سخنشان را گفتند، و ما کَرها مخاطبشان هستيم، آنها که گستاخي آن را داشتند که وقتی نمي توانستند زنده بمانند مرگ را انتخاب کنند، رفتند، و ما بي شرمان مانديم، صدها سال است که مانده ايم. و جا دارد که دنيا بر ما بخندد که ما -مظاهر ذلت و زبوني- بر حسين و زينب -مظاهر حيات و عزت- مي گرييم، و اين يك ستم ديگر تاريخ است که زبونان، عزادار و سوگوار آن عزيزان باشيم.

امروز شهيدان پيام خويش را با خون خود گذاشتند و روی در روی ما بر روی زمين نشستند، تا نشستگان تاريخ را به قيام بخوانند.

در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاريخ ما، تشيع، عزيزترين گوهرهايي که بشريت آفريده است، حيات بخش ترين ماده هايي که به تاريخ، حيات و تپش و تكان مي دهد، و خدايي ترين درس هايي که به انسان مي آموزد که مي تواند تا «خدا» بالا رود نهفته است و ميراث همه اين سرمايه های عزيز الهي به دست ما پليدان زبون و ذليل افتاده است.

ما وارث عزيزترين امانت هايي هستيم که با جهادها و شهادت ها و با ارزش های بزرگ انساني، در تاريخ اسلام، فراهم آمده است و ما وارث اين همه هستيم، و ما مسئول آن هستيم که امتي بسازيم از خويش، تا برای بشريت نمونه باشيم: «و کذالك جعلناکم امه وسطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا» خطاب به ما است.

ما مسئول اين هستيم که با اين ميراث عزيز شهدا و مجاهدانمان و امامان و راهبرانمان و ايمانمان و کتابمان، امتي نمونه بسازيم تا برای مردم جهان شاهد باشيم، و شهيد باشيم و پيامبر برای ما نمونه و شهيد باشد. رسالتي به اين سنگيني، رسالت حيات و زندگي و حرکت بخشيدن به بشريت، بر عهده ماست، که زندگي روزمره مان را عاجزيم! خدايا! اين چه حكمت است؟

و ما که در پليدی و منجلاب زندگي روزمره جانوريمان غرقيم، بايد سوگوار و عزادار مردان و زنان و کودکاني باشيم که در کربلا برای هميشه، شهادتشان و حضورشان را در تاريخ و در پيشگاه خدا و در پيشگاه آزادی به ثبت رسانده اند.

خدايا اين باز چه مظلوميتي بر خاندان حسين؟

(بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
11
اشتراک‌گذاری

شما تنها دو انتخاب دارید!!!

س.م.ط.بالا
شما تنها دو انتخاب دارید

فضای مجازی پُر از داستان هایی ست که روایت یا ساخته شدند تا برای مخاطبانشون الهام بخش باشند. اما نمی دونم تا حالا میزان تأثیر اونها بررسی شده یا نه. که البته کار غیر ممکنی به نظر میرسه.

در نگاه اول این داستان ها خیلی هیجان انگیز به نظر می رسند و در نهایت هم شخصیت های برجسته و موفقی در دل داستان هست که نقش قهرمان رو بازی می کنند. نکته مثبت اینجاست که قهرمان داستان هیچ کار عجیب یا محیرالعقولی انجام نمیده و تنها در زمان و مکان درست، راه مناسب رو انتخاب می کنه.

همه ی ما در زندگی واقعی و در طول روز و با وجود تمام تکرارها، در موقعیت هایی قرار می گیریم که حق انتخاب داریم. انتخاب های درستِ ما می تونه شروعی باشه برای شکل گیری یک داستانِ الهام بخش.

داستان زیر که خیلی همه قدیمیه، یکی از همون داستانهاست:

شما دو انتخاب دارید
جری مدیر یک رستوران است. او همیشه در حالت روحی خوبی به سر می برد.
هنگامی که شخصی از او می پرسد که چگونه این روحیه را حفظ می کند، معمولا پاسخ می دهد:
”اگر من کمی بهتر از این بودم دوقلو می شدم.“
هنگامی که او محل کارش را تغییر می دهد بسیاری از پیشخدمتهای رستوران نیز کارشان را ترک می کنند تا بتوانند با او از رستورانی به رستوران دیگر همکاری داشته باشند.
چرا؟
برای اینکه جری ذاتا یک فرد روحیه دهنده است.
اگر کارمندی روز بدی داشته باشد، جری همیشه هست تا به او بگوید که چگونه به جنبه مثبت اوضاع نگاه کند.
مشاهده این سبک رفتار واقعا کنجکاوی مرا تحریک کرد، بنابراین یک روز به سراغ او رفتم و پرسیدم:
من نمی فهمم! هیچکس نمی تواند همیشه آدم مثبتی باشد. تو چطور اینکار را می کنی؟
جری پاسخ داد، ”هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم و به خودم می گویم، امروز دو انتخاب دارم.
می توانم در حالت روحی خوبی باشم و یا می توانم حالت روحی بد را برگزینم.
من همیشه حالت روحی خوب را انتخاب می کنم
هر وقت که اتفاق بدی رخ می دهد، می توانم انتخاب کنم که نقش قربانی را بازی کنم یا انتخاب کنم که از آن رویداد درسی بگیرم.
هر وقت که شخصی برای شکایت نزد من می آید، می توانم انتخاب کنم که شکایت او را بپذیرم و یا انتخاب کنم که روی مثبت زندگی را مورد توجه قرار دهم.
من همیشه روی مثبت زندگی را انتخاب می کنم.
من اعتراض کردم ”اما این کار همیشه به این سادگی نیست“
جری گفت ” همینطور است“
”کل زندگی انتخاب کردن است. وقتی شما همه موضوعات اضافی و دست و پاگیر را کنار می گذارید، هر موقعیتی، موقعیت انتخاب و تصمیم گیری است.
شما می توانید انتخاب کنید که چگونه به موقعیتها واکنش نشان دهید.
شما انتخاب می کنید که افراد چطور حالت روحی شما را تحت تاثیر قرار دهند.
شما انتخاب می کنید که در حالت روحی خوب یا بدی باشید.
این انتخاب شماست که چطور زندگی کنید“
چند سال بعد، من آگاه شدم که جری تصادفا کاری انجام داده است که هرگز در صنعت رستوران داری نباید انجام داد
او درب پشتی رستورانش را باز گذاشته بود.
و بعد ؟؟؟

You Have Only Two Choices!
Jerry is the manager of a restaurant. He is always in a good mood.
When someone would ask him how he was doing, he would always reply,
“If I were any better, I would be twins!”
Many of the waiters at his restaurant quit their jobs when he changed jobs, so they could follow him around from restaurant to restaurant.
Why?
Because Jerry was a natural motivator.
If an employee was having a bad day, Jerry was always there, telling the employee how to look on the positive side of the situation.
Seeing this style really made me curious, so one day I went up to Jerry and asked him:
“I don’t get it! No one can be a positive person all of the time. How do you do it?”
Jerry replied, “Each morning I wake up and say to myself, I have two choices today. I can choose to be in a good mood or I can choose to be in a bad mood.
I always choose to be in a good mood.
Each time something bad happens, I can choose to be victim or I can choose to learn from it. I always choose to learn from it.
Every time someone comes to me complaining, I can choose to accept their complaining or I can point out the positive side of life.
I always choose the positive side of life.”
“But it’s not always that easy,“
I protested.
“Yes it is,” Jerry said.
“Life is all about choices.
When you cut away all the junk every situation is a choice.
You choose
how you react to situations.
You choose
how people will affect your mood.
You choose
to be in a good mood or bad mood.
It’s your choice how you live your life.”
Several years later,I heard that Jerry accidentally did something you are never supposed to do in the restaurant business.
He left the back door of his restaurant open…
And then ???

(بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
7
اشتراک‌گذاری

حرف های نگفتنی .:. به قلم دکتر علی شریعتی

س.م.ط.بالا

حرف هائی هست برای نگفتن
و ارزش عمیق هر کسی
به اندازه ی حرف هائی است که برای نگفتن دارد!
و کتاب‌ هائی نیز هست برای ننوشتن
و من اکنون رسیده‌ ام به آغاز چنین کتابی
که باید قلم را بشکَنم و دفتر را پاره کنم
و جلدش را به صاحبش پس دهم
و خود به کلبه‌ ی بی در و پنجره‌ای بخَزم
و کتابی را آغاز کنم که نباید نوشت!

«دکتر علی شریعتی»

پی نوشت: روز بیست و نهم خرداد ماه که این نوشته منتشر می شود، سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی است.

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
9
اشتراک‌گذاری

مشق نام لیلی

س.م.ط.بالا
مشق نام لیلی

مشق نام لیلی

دید مجنون را یکی صحرا نورد
درمیان بادیه بنشسته فرد

صفحه ای از ریگ و انگشتان قلم
می نویسد نام لیلی دم به دم

گفت ای مجنون شیدا چیست این
می نویسی نامه بهر کیست این؟

گفت مشق نام لیلی می کنم
خاطر خود را تسلی می کنم

چون میسر نیست ما را کام او
عشق بازی می کنم با نام او

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
7
اشتراک‌گذاری

مزارشریف . هیچ جنگی به نفع هیچ مردمی نیست

س.م.ط.بالا
مزارشریف . هیچ جنگی به نفع هیچ مردمی نیست
مزارشریف . هیچ جنگی به نفع هیچ مردمی نیست
مزارشریف . هیچ جنگی به نفع هیچ مردمی نیست
مزارشریف . هیچ جنگی به نفع هیچ مردمی نیست
مزارشریف . هیچ جنگی به نفع هیچ مردمی نیست
مزارشریف . هیچ جنگی به نفع هیچ مردمی نیست
مزارشریف . هیچ جنگی به نفع هیچ مردمی نیست
مزارشریف . هیچ جنگی به نفع هیچ مردمی نیست
مزارشریف . هیچ جنگی به نفع هیچ مردمی نیست
مزارشریف . هیچ جنگی به نفع هیچ مردمی نیست

– نفرهاتان صف ایستاده ان لب مرز. آماده حمله به افغانستان. این مردم طاقت یک جنگ دیگر رو ندارن.

– این جنگ علیه مردم افغانستان نیست، به نفع اونهاست.

هیچ جنگی به نفع هیچ مردمی نیست ….

« مزارشریف، کارگردان: عبدالحسین برزیده – 1393 »

توضیح بیشتر: فیلم سینمایی “مزارشریف” با بازی حسین یاری، مهتاب کرامتی و مسعود رایگان، روایتی ست از کشتار دیپلمات های ایرانی در کنسولگری ایران در شهر مزارشریف افغانستان که به دنبال هجوم نیروهای طالبان منجر به شهادت ده تن از کارکنان کنسولگری ایران می شود.

کشتار دیپلمات‌های ایرانی روز ۱۷ مرداد ۱۳۷۷ (۰۸ آگوست ۱۹۹۸) در کنسولگری ایران در مزارشریف به دنبال اشغال شهر توسط نیروهای طالبان رخ داد. در ابتدا مرگ هشت دیپلمات گزارش شد. مدتی بعد مرگ دو دیپلمات و یک روزنامه نگار دیگر نیز تایید شد.

در ادامه برای افرادی که می خواهند بیشتر در مورد این حادثه بدانند، مطالبی را به نقل از روزنامه ی همشهری که در همان دوران چاپ و منتشر شده، نقل می کنم: (بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
17
اشتراک‌گذاری

رنج های علی و پیروانش. گزیده ای از سخنرانی دکتر علی شریعتی

س.م.ط.بالا
رنج های علی و پیروانش. گزیده ای از سخنرانی دکتر علی شریعتی

رنج بزرگتر از اینکه ملتی عاشق علی باشد و عاقبت یزید را داشته باشد نیست. چه رنجی بالاتر از اینکه در این دنیا یک ملت، نشان علی بر پیشانی سرنوشتش خورده باشد و در عین حال از فقر، خواب، تخدیر، تفرقه، کوتاه اندیشی، بدبینی، ضعف و ذلت رنج ببرد.

دکتر علی شریعتی در نهم آبان ماه سال 1351 هجری شمسی، برابر با هجدهم ماه مبارک رمضان در حسینیه ی ارشاد سخنرانی می کند. آنچه شریعتی می گوید، حرف امروز و درد امروز نیز هست. بخش هایی از این سخنرانی، نیایشی است که از دکتر شریعتی به جای مانده و در فضای مجازی نیز بسیار نشر پیدا کرده است. با توجه به اینکه مدت زمان سخنرانی بیش از یک ساعت است، بخش هایی از آن را به صورت گزیده در این مطلب نقل می کنم. همچنین سعی کردم حالت گفتاری را به حالت نوشتاری تغییر دهم.

چه رنجی بالاتر از اینکه نسل قدیم ما که به علی و به مذهب علی وفادار مانده، قدرت زایندگی و حرکت خود را از دست داده، به جمود و توقف دچار شده و نمی تواند نسل آینده را به تاریخ و فرهنگ و مذهب علی پیوند دهد.

رنج های پیروان علی بیشتر از رنج های خود علی است.

علی، تجسم عدالت مظلوم در تاریخ بشر است. علی نه تنها قرآن ناطق است، بلکه آزادی، عدالت و انسانیت متعالی ناطق نیز هست. رنج علی از تمام رنج ها و شهادت ها و شکنجه ها و شلاق هاییست که بشریت خورده و ستم ها، پریشانی ها، فریب ها و خیانت هایی که بر روح و وجدان بشریت وارد شده است.

علی انسانی است که وقتی به حکومت می رسد، اولین کاری که می کند یک کار انقلابی است و تا وقتی می میرد، انقلابی می میرد. او تنها حاکمی است که در طول حکومتش انقلابی ماند و حتی از زمانی که تنها بود و بی مسئولیت، انقلابی تر. این سرنوشتی است که همه ی انسان ها بر عکس آن را طی می کنند؛ همه انقلابی هستند و پس از روی کار آمدن، محافظه کار می شوند.
علی بعد از مرگش حیاتی بارورتر از دوره ی زندگیش دارد و رنج هایی بزرگتر. و آن رنج ها ما هستیم. علی از رنج انتصاب او به ما و از رنج انتصاب ما به او، رهایی پیدا نکرده است. برای رنج او، کاری بکنیم. (بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
26
اشتراک‌گذاری