این هم یک جور زندگی

س.م.ط.بالا

زندگی؛
یعنی همین
یک روز کاری پر تلاش
ارتزاق لقمه ای نان حلال
نان سنگک گر نشد، نان لواش

«س.م.ط.بالا»
(به تاریخ: دوازدهم آبان ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و هشت خورشیدی)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
2
اشتراک‌گذاری

قطار

س.م.ط.بالا

من مسافر قطارم
می رم اما ماندگارم
توی شبهای سیاهی
همدمی جز تو ندارم
قطار زندگی من
بی بهونه بی توقف
میره تا مقصد آخر
راهی جز سفر ندارم
مقصد همه همینجاست
دیگه دلتنگی ندارم
من مسافر قطارم
مونده از من یادگارم

«س.م.ط.بالا»
(به تاریخ : بیست و سوم اسفند ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و هفت خورشیدی)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
5
اشتراک‌گذاری

هیهات

س.م.ط.بالا

هیهات اگر خدا نباشد
آن سوی فنا، بقا نباشد
هیهات اگر سراب دیدیم
در عرش و سما کسی نباشد

«س.م.ط.بالا»

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
6
اشتراک‌گذاری

بهانه های کودکانه

س.م.ط.بالا

دیشب باران که بارید
رختخواب من خیس شد
ایزوگام نداشتیم
گل های سفید قالی زرد شد
مادر گفت : “باید بشورمشان”
گفتم : “حتما هوا آلوده بوده است”

«س.م.ط.بالا»
(به تاریخ هفدهم آبان ماه سال یک هزار و سیصد و نود خورشیدی)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
6
اشتراک‌گذاری

خدای گدا

س.م.ط.بالا

خدای گدا

بر زمین بنشسته ای داری خدایی می کنی
عمر چندین روزه را، داری جنایی می کنی
چون طواف مردمان از مهرِ صاحبخانه نیست
بینمت روزی، محبت را گدایی می کنی

«س.م.ط.بالا»
(به تاریخ: چهارم دی ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و نه خورشیدی)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
5
اشتراک‌گذاری