اعمال خشونت بار، خیلی مخرب تر از بلاهای طبیعی هستند

اعمال خشونت بار، خیلی مخرب تر از بلاهای طبیعی هستند

اعمال خشونت بار، خیلی مخرب تر از بلاهای طبیعی(مثل توفان یا زلزله) هستند، زیرا قربانیان خشونت، برخلاف قربانیان سوانح طبیعی، احساس می‌کنند که عمدا به عنوان هدف خشونت و بدکرداری انتخاب شده‌اند. این حقیقت همه‌ی آن تصورات درباره‌ی اعتماد و اطمینان به مردم و امنیت دنیای شخصی دورنی را در هم می‌شکند. برای افرادی که قربانی خشونت یا تجاوز شده اند، اجتماع هر لحظه، محل خطرناکی می‌شود و مردم تهدید بالقوه‌ای برای امنیت آنها محسوب می‌شوند.

«هوش عاطفی، دنیل گلمن، ترجمه حمیدرضا بلوچ، نشر رخ مهتاب، صفحه 312»

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
2
اشتراک‌گذاری

اگر از نعمتهایی که خداوند هر روز به ما می دهد با آغوش باز لذت بریم، هنگامی که بدی فرا می رسد، نیروی کافی برای تاب آوردنش داریم.

یوهان ولفگانگ گوته

پنج چیز است که پنج چیز از آن نزاید: دلی که خانه ی غرور است کانون محبت نشود. یاران دوران فرومایگی، نکوخویی ندانند و تنگ نظران ره به بزرگی نبرند. حسودان بر جمال و کمال جز به چشم کین ننگرند و دروغگویان از کسی وفا و اعتماد نبینند.

یوهان ولفگانگ گوته

پیامدهای کردارمان گریبانمان را می‌گیرند، بی‌اعتنا به اینکه ما درین میانه خود را «اصلاح» کرده ایم.

فردریش نیچه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دلیل بسیار خوبی وجود دارد که چرا هیچ کس تاریخ نمی خواند. علت اش این است که تاریخ بیش از اندازه درس برای آموختن دارد.

نوآم چامسکی

آندره‌آ: «بدبخت ملتی که قهرمان ندارد.»

گالیله: «نه، بدبخت ملتی که نیاز به قهرمان دارد.»

برتولت برشت

حق با بهار بود، با همان ساقه‌های لخت. بر این پهنه‌ی خاک چیزی هست که به رغم ما ادامه می‌دهد. خوب است که جلوه‌های بودن را به غم و شادی ما نبسته‌اند.

هوشنگ گلشیری

تا چهل سالگی که مغزم خوب کار می کرد، به ریاضیات و پژوهش پرداختم. از چهل تا شصت سالگی که ذهنم ضعیف شده بود به فلسفه روی آوردم و در اواخر که به کلی مغزم کار نمی کرد به سیاست!

برتراند راسل

اگر آدمی آنقدر به غذا بی‌اعتنا باشد که زرد و ناتوان شود، ما نباید او را تحسین کنیم؛ اما مردی که از آگاهی به نیازهای خویش به مرحله‌ی همدردی با گرسنگان رسیده باشد سزاوار تحسین ما خواهد بود.

برتراند راسل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به آنانی که راه را از من پرسیده اند چنین پاسخ داده ام: «این – اکنون راه من است. راه شما کدام است؟» زیرا راهِ مطلق در کار نیست.

فردریش نیچه