سنگ آسیا

سنگ آسیا

روزهایی ست که مردمان کُره ی خاکی با ویروسی ناهنجار، پنجه در پنجه انداخته اند. هر آنکه بهره ای از خِرَد بُرده است از هماوردی به اختیار با چنین حریفی پرهیز می کند. مگر آن دلاوران و پهلوانانی که دست یاری به سوی افتادگان این میدان دراز کرده اند*.

این گونه گذشت روزگار بر ما که به اختیار محبوس در خانه ی خویش گشتیم.

و من روزهاست که دچار سکون شده ام. محدود به چرخشی دوار در جغرافیایی به مساحت چند متر مربع. حالا بهتر از هر زمان دیگر درک می کنم حال آن درازگوشی که بسته شده به سنگ آسیا.

«س.م.ط.بالا»


* دلاوران و پهلوانان همان ها هستند که به یاری بیماران و یا مبارزه با ویروس شتافتند و یا به واسطه ی شغل خود (و خدمت به جامعه) ناگزیر به خروج از خانه هستند.

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
4
اشتراک‌گذاری

خوشبختی زمانی است که آنچه فکر می کنید، آنچه می گویید و آنچه عمل می کنید، همه هماهنگ باشد.

مهاتما گاندی

ز همت است که دیوار ما چنین پست است

خراب حالی ما از درازی دست است، ز همت است که دیوار ما چنین پست است

خراب حالی ما از درازی دست است
ز همت است که دیوار ما چنین پست است
ز نوبهار جهان رنگ اعتدال مجوی
که عندلیب تهیدست و غنچه زرمست است
دل تو چون گل رعنا دو رنگ افتاده است
وگرنه حسن خزان و بهار یکدست است
خلاصی دل ازان زلف آرزوی خطاست
که مرغ، بی پر و بال است و کوچه بن بست است
به زهد خشک قناعت نمی توان کردن
کنون که هر سر خاری پیاله در دست است
حساب دین و دل از ما به حشر اگر طلبند
بهانه ای چو سر زلف یار در دست است
نبست غنچه منقار عندلیبان را
فغان که چاشنی نوشخند گل پست است
چو غنچه سر به گریبان کشیده ام صائب
ز بس به چشم من این سقف نیلگون پست است

«صائب تبریزی، دیوان اشعار، غزلیات، غزل شماره ۱۶۶۴»

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
4
اشتراک‌گذاری