ترجمه با افزونه‌ی Google Translate در مرورگر Chrome

س.م.ط.بالا
نصب افزونه Google Translate در مرورگر Chrome

ترجمه یکی از دغدغه های کاربران فارسی زبان، در مرور و مطالعه ی مطالب غیر فارسی در صفحات مختلف وب است. احتمالا هر کدام از ما یکی از انواع دیکشنری های متداول را مورد استفاده قرار می دهیم، که البته گاهی (فقط گاهی) می‌تواند با دشواری‌هایی همراه باشد.

اما اگر از کاربران مرورگر Chrome هستید در این مطلب کوتاه، با افزونه ای برای این مرورگر آشنا می‌شوید که با استفاده از آن به آسانی (تنها با انتخاب متن مورد نظر) می توانید کلمات و حتی جملات را به زبان دلخواه ترجمه کنید.

در ادامه نحوه‌ی نصب و استفاده از این افزونه توضیح داده شده است.

برای دسترسی به افزونه‌ی Google Translate از طریق مرورگر Chrome اینجا کلیک کنید.

(بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
8
اشتراک‌گذاری

دوست را چندان قوت مده که اگر دشمنی کُنَد، توانَد

س.م.ط.بالا
دوست را چندان قوت مده که اگر دشمنی کُنَد، توانَد

یکی در صنعت کُشتی گرفتن سرآمد بود؛ سیصد و شصت بند فاخر بدانستی و هر روز به نوعی از آن کشتی گرفتی. مگر گوشه خاطرش با جمال یکی از شاگردان میلی داشت سیصد و پنجاه و نه بندش درآموخت، مگر یک بند که در تعلیم آن دفع انداختی و تأخیر کردی.

فی الجمله پسر در قوت و صنعت سر آمد و کسی را در زمان با او امکان مقاومت نبود تا به حدی که پیش ملکِ آن روزگار گفته بود: «استاد را فضیلتی که بر من است از روی بزرگی است و حق تربیت، وگرنه به قوت از او کمتر نیستم و به صنعت با او برابرم.»

ملک را این سخن سخت دشوار آمد، فرمود تا مُصارَعَت کنند. مقامی مُتَسع ترتیب کردند و ارکان دولت و اعیان حضرت و زورآوران روی زمین حاضر شدند. پسر چون پیل مست اندر آمد، به صدمتی که اگر کوه رویین بودی از جای برکندی. استاد دانست که جوان به قوت از او برتر است، بدان بندِ غریب که از وی نهان داشته بود با او درآویخت، پسر دفع آن ندانست، به هم برآمد، استاد به دو دست از زمینش بالای سر برد و فروکوفت. غریو از خلق برخاست. ملک فرمود استاد را خلعت و نعمت دادن و پسر را زجر و ملامت کرد که با پرورده خویش دعوی مقاومت کردی و به سر نبردی. گفت: «ای پادشاه روی زمین، به زورآوری بر من دست نیافت، بلکه مرا از علم کُشتی دقیقه ای مانده بود و همه عمر از من دریغ همی‌داشت، امروز بدان دقیقه بر من غالب آمد.»
گفت: از بهر چنین روزی، که زیرکان گفته‌اند دوست را چندان قوت مده که اگر دشمنی کند تواند، نشنیده‌ای که چه گفت آن که از پرورده خویش جفا دید:

یا وفا خود نبود در عالم
یا مگر کس در این زمانه نکرد

کس نیاموخت علم تیر از من 
که مرا عاقبت نشانه نکرد

«گلستان سعدی رحمةالله علیه، باب اول، در سیرت پادشاهان»

پی‌نوشت:

مُصارَعَت: (مُ رَ عَ) [ ع . مصارعة ] (مص ل .) با هم کُشتی گرفتن. (فرهنگ فارسی معین)

مُتَسع: (مُ تَّ س ) [ ع . ] (ص .) وسیع ، گشاد. (فرهنگ فارسی معین)

 

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
4
اشتراک‌گذاری

بی‌تردید انسان در زیان‌کاری بزرگی است

س.م.ط.بالا

چشمِ دیدن داشتم، اما هیچگاه ندیدم؛ گوشِ شنیدن داشتم، اما هیچگاه نشنیدم؛ زبانِ گفتن داشتم، اما هیچگاه نگفتم؛ پای رفتن داشتم، اما هیچگاه نرفتم.

زیبایی بود و من ندیدم. نوای دلنشین بود و من نشنیدم. سخنِ عشق بود و من نگفتم. راه معلوم بود و من نرفتم.

اینچنین گذشت سال‌های رفته‌ی عمر. بی‌تردید انسان در زیان‌کاری بزرگی است*.

«س.م.ط.بالا»

* اشاره‌‌ای به آیه‌ی شریفه‌ی « إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ »

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
9
اشتراک‌گذاری

چرخ خدا ؛ از اشعار شل سیلورستاین

س.م.ط.بالا

خدا لبخندی زد و  به من گفت

«چطوره یه چند وقتی تو خدایی بکنی

و دنیا را بگردانی؟»

گفتم: «باشه. امتحان می کنم.

خب دفتر کارم کجاست؟

وقت ناهار چه ساعتی است؟

کی باید کارم را تمام کنم؟»

خدا گفت: «چرخ را بده به من

فکر نمی کنم هنوز برای این کار آماده باشی.»

:: شل سیلورستاین : Shel Silverstein ::

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
8
اشتراک‌گذاری

این زیبایی نیست که آفریننده ی عشق است، بلکه عشق است که آفریننده ی زیبایی است.

لئو تولستوی