روانشناسی آموزش قاطعیت نوشته دکتر هربرت فنسترهایم و جین بر

روانشناسی آموزش قاطعیت نوشته دکتر هربرت فنسترهایم و جین بر

کتاب “روانشناسی آموزش قاطعیت : وقتی که می‌خواهید بگویید نه‌ نگویید بله” نوشته ی “هربرت فنسترهایم” (Herbert Fensterheim) و “جین بر” (Jean Baer) است. این کتاب با عنوان اصلی “Don’t Say Yes When You Want to Say No: How Assertiveness Training Can Change Your Life” در سال 1975 میلادی منتشر شده و “عباس چینی” در سال 1378 شمسی به فارسی برگردانده است.

میتوان عصبی نبود و طبیعی بودن را آموخت

روانشناسی آموزش قاطعیت : وقتی که می خواهید بگویید نه نگویید بله

انسان خوستار عمر با عزت و رضایتبخش است، ولی زندگی موانع و مشکلاتی پیش می آورد که ما را از رسیدن به این هدف دور می سازد. اجتماع به ما می آموزد به راه هایی عمل کنیم که با این منظور ناسازگار است. دنیا پر از کسانی است که به نحو حقارت آمیزی زندگی می کنند. آنها احساسات خشم و محبت خود را بروز نمی دهند، امیال خویش را سرکوب می کنند و در مقابل خواسته های دیگران تسلیم می شوند و آرزوهای خود را در دل نگاه میدارند و چون هیچگونه کنترلی بر زندگی خود ندارند به طور فزآینده ای نامطمئن می شوند. آنها حالت عدم قاطعیت را قبول می کنند.
شما رفتار عدم قاطعیت را با نتایج زیان بارش فرا می گیرید گرچه آن الگویی عصبی در زندگی شماست، و می توانید آن را از یاد ببرید. راه حل این مشکلات را می توانید در آموزش قاطعیت پیدا کنید.
هدفهای فرعی را تعیین کنید. تصویر ذهنی ایده آلی از خود مجسم کنید از خود بپرسید که میخواهم چگونه باشم. خود ایده آل را با تمام استعدادها و صفاتی که دوست دارید داشته باشید ببینید.

  • محدودیت های خود را بشناسید

قبول کنید که در یک زمان نمی توان همه چیز شد. زمان انسان رنسانس تمام شده است شما باید اولویتها را در نظر بگیرید در این صورت ممکن است از بعضی از هدفها کاملا صرف نظر کنید.
محدودیت هدفها را از نظر استعداد و سن قبول کنید. در پنجاه سالگی می توان پیانو زدن را برای تفریح یاد گرفت، ولی برای شرکت در کنسرت خیلی دیر است. اگر قدرت هماهنگی کمی دارید بدیهی است نمی توانید قهرمان تنیس شوید اما می توانید برای تفریح آن را یاد بگیرید. همین که خود را با اعمال و زندگی تان مورد بررسی قرار دهید هدفهای دراز مدت شما ممکن است تغییر کند. درباره هدفهای دراز مدت هیچ چیز تغییر ناپذیر نیست گاهی بدون اینکه آگاه شوید تغییرات به تدریج پیش می آیند.

  • یاد بگیرید دعوا کنید اما منصفانه

در کتاب “دشمن صمیمی” نوشته جورج آر.باخ و پیتر ویدن این طور نوشته شده است: «نزاع لفظی بین دوستان صمیمی و نزدیک نه تنها قابل قبول است بلکه سازنده و مفید نیز هست»
در یادگیری نزاع شما میخواهید به سه هدف برسید: درک و رسیدن به اهداف نزاع، ابراز احساسات از طریق نزاع و کنترل کردن نزاع مخرب.
نزاعهای خود را بعدا مورد بررسی قرار دهید. آیا پیروزی شما در شرایط عادلانه به دست آمده است؟ اعتماد را افزایش داده است؟ آیا مبارزه صریح و مستقیم بوده است؟ چه چیزهایی را دوست داشتید و چه چیزهایی را دوست نداشتید؟

  • قاطعیت از طریق خویشتنداری

در منظومه بزرگ و حماسی اودیسه و هومر شرح می دهد که اولیس بعد از فتح جنگ تروا به اتفاق ملوانان خود به طرف مملکت حرکت کردند، راه آنها به ایتاکا از کنار جزیره سیرنس می گذشت. این جزیره مأمن مخلوقاتی بود که نیمی از آنها زن و نیمی دیگر پرنده بودند آنها با موسیقی فریبنده ملوانان را اغوا میکردند تا به ساحل بیایند تا آنها را دریده و بخورند. اولیس تصمیم گرفت در گوش ملوانان موم گذاشته تا از کنار جزیره عبور کرده و نجات پیدا کنند. در اصطلاح روانشناسی مدرن برداشتن انگیزه و جلوگیری از واکنش نامیده می شود. وقتی مردی که رژیم غذایی دارد غذا را از جلو چشمش دور نگه می دارد عمل برداشتن انگیزه را انجام می دهد. شما می توانید رفتار خود را اصلاح کرده کنترل کنید یا تغییر دهید. با استفاده از یک رشته تکنیکهای رفتاری می توانید پیشامدهای احتمالی، اقدامات، پاداشها و حتی مجازاتها را نظم دهید که واکنش شما آن طور که می خواهید باشد. حتی اگر عادت بدی در شما ریشه دوانده است می توانید رفتارهای دلخواه را جانشین رفتارهای ناپسند کنید.
مشکلات قاطعیت منجر به رفتار نامناسب می شود. اساسا اگر قاطع نباشید خیلی ضعیف جلوه می کنید. چون برای منافع خود ایستادگی نمی کنید احساس آزرده گی، اضطراب و کم ارزشی می کنید. اعمال و عکس العملهای ناقص ممکن است رفتار تجاوزکارانه داشته باشد که در بعضی موارد بروز این رفتار و دور تسلسل شما را در دام مارپیچ عصبی می اندازد.

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
8
اشتراک‌گذاری

حمام ها و آدم ها ؛ داستان های کوتاهِ طنز از میخاییل زوشنکو

حمام ها و آدم ها ؛ داستان های کوتاهِ طنز از میخاییل زوشنکو

“حمام ها و آدم ها” مجموعه ای از داستان های کوتاه و با زبان طنزِ “میخاییل زوشنکو” (Mikhail Zoshchenko)، داستان‌نویسِ روس، است. نشر ماهی این کتاب را با ترجمه ی آبتین گلکار منتشر کرده است. همین کتاب قبلا با عنوان “طالع نحس” در سال 1388 توسط “نشر کوچک” منتشر شده بود.

زوشنکو، همانند گوگول، «میان گریه» می خندد، ولی خنده اش امیدوارانه است و البته امید را هم به طنز می گیرد؛ چنان که خودش می گوید: «ولتر زمانی با خنده های خود شعله هایی را فرونشاند که مردم را در آن ها می سوزاندند، ولی ما با خنده ی خود می خواهیم دست کم چراغ کوچکی را روشن کنیم که برخی از مردم در نور آن ببینند چه چیزی برایشان خوب است و چه چیزی بد… اگر اینگونه شود، آنگاه می توانیم بگوییم که در نمایش زندگی، نقش ناچیز خود را به عنوان منشی و نورپرداز صحنه، درست اجرا کرده ایم.»

متن پشت جلد کتاب حمام ها و آدم ها نوشته میخاییل زوشنکو

مضمون داستان‌های زوشنکو از تناقض‌های زندگی روزمره در اتحاد جماهیر شوروی مایه می‌گیرد. بلندترین داستان این مجموعه، با نام «طالع نحس»، دوازده صفحه است و باقی داستان‌ها اغلب از چهار صفحه تجاوز نمی‌کند. کتاب با یادداشت کوتاه و طنزآمیز زوشنکو، درباره‌ی زندگی و عقاید خودش، آغاز می‌شود. همچنین مترجم کتاب مقاله‌ای از آنا یوریِونا مرژینسکایا درباره‌ی زوشنکو و آثارش ترجمه و به کتاب اضافه کرده است.

در ادامه یکی از داستان های این کتاب را بخوانید:

شامه ی سگی – (از کتاب حمام ها و آدم ها)

پالتو پوستِ راکونِ “یرمی بابکینِ” کاسب را کش رفتند.
یرمی بایکین داد و فغان می کرد. حتما متوجه هستید که چقدر برایش زور داشت. می گفت: «پوستین خیلی خوبی بود همشهری ها. حیف. غصه ی پولش را نمی خورم، ولی اگر دزد را پیدا کنم، چنان تفی به صورتش می اندازم که حظ کند.»
بعد یرمی بابکین از اداره ی پلیس یک سگ ردیاب خواست. سر و کله ی مردی پیدا شد با کلاه کپی و مچ پیچ، که یک سگ با خودش آورده بود. عجب سگی هم بود؛ قهوه ای، با پک و پوز خشن و کج خلق.
مرد سگ را برد کنار در که بو بکشد، پیس پیسی به سگ گفت و از او فاصله گرفت. سگ کمی هوا را بو کرد، نگاهی لای جمعیت انداخت (گفتن ندارد که کلی آدم جمع شده بود) و یکمرتبه رفت سراغ فیوکلای پیرزن، از واحد پنج، و مشغول بو کشیدن پایین دامن او شد. پیرزن خودش را کشید وسط جمعیت، سگ هم رفت دنبال دامنش. پیرزن مدام می رفت کنار و سگ هم به دنبالش. دامن پیرزن را چسبیده بود و ول نمی کرد.
پیرزن جلو مأمور به زانو افتاد: «بله، گیر افتادم، حاشا نمی کنم. پنج سطل مایه ی خمیر، بله، دستگاهش را هم قبول دارم. همه اش در حمام است. مرا ببرید به اداره ی پلیس.»
آه مردم بلند شد. پرسیدند: «پس پالتو پوست چی؟»
«روحم هم از پالتو پوست خبر ندارد، ولی بقیه اش درست است. مرا ببرید، مجازاتم کنید.»

(بیشتر…)

ثبت نظر و مشاهده نظر دیگران
6
اشتراک‌گذاری

تراژدی تنهایی ؛ زندگی نامه ی سیاسی محمد مصدق؛ کریستوفر دو بلگ

تراژدی تنهایی ؛ زندگی نامه ی سیاسی محمد مصدق؛ کریستوفر دو بلگ

تراژدی تنهایی نوشته ی کریستوفر دو بِلِگ (Christopher De Bellaigue)، در سال 2012 میلادی با عنوان اصلی Patriot of Persia: Muhammad Mossadegh and a tragic Anglo American coup منتشر شده است. نشر چشمه این کتاب را با ترجمه ی “بهرنگ رجبی” در سال 1394 هجری شمسی منتشر کرد.

در این زندگی نامه ی تازه ی محمد مصدق، نخست وزیری که سرخوردگی از سرنگونی اش هنوز در جان اصلاح خواهان ایرانی باقی است، کریستوفر دو بِلِگ با استفاده از انبوهی منابع فارسی و فرنگی و همچنین اسنادی تازه یاب از زندگی شخصی و حرفه ای او، شرحی مفصل و پُرجزئیات به دست می دهد از فراز‌ و‌ نشیب های یک عمر سیاست ورزی های مصدق در کسوت هایی مختلف، عمری که عمده اش در مرکز بحران ها گذشت و هر گامش پا گذاشتن از آتشی به آتش دیگر بود. تاریخ پژوه انگلیسی از کودکی مصدق شروع می کند و بعد رد روابط پیدا و پنهان جوانی او را می گیرد تا تأثیر طبقه و محیط و خانواده و آدم ها را بر شکل