قوی زیبا … چو روزی از آغوش دریا برآمد، شبی هم در آغوش دریا بمیرد

س.م.ط.بالا
قوی زیبا ... چو روزی از آغوش دریا برآمد، شبی هم در آغوش دریا بمیرد

مرگ قو

شنیدم كه چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه‌ای دور و تنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
كه خود در ميان غزل‌ها بمیرد

گروهی بر آنند كاین مرغ شیدا
كجا عاشقی كرد؛ آنجا بمیرد

شب مرگ از بيم آنجا شتابد
كه از مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نكته گیرم كه باور نكردم
ندیدم كه قویی به صحرا بمیرد

چو روزی از آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد

تو دریای من بودی آغوش واكن
كه می‌خواهد این قوی زیبا بمیرد

“مرگ قو” از غزل‌های شاخص “مهدی حمیدی شیرازی” است.

پی‌نوشت: هر چند از زمان سرودن این غزل، سال‌های طولانی گذشته و بارها در سایت‌ها و وبلاگ‌های گوناگون منتشر شده است؛ اما اجرای این غزل در تازه‌ترین آلبوم “پرواز همای” به نام “خدا در روستای ماست” (و حال و روز این روزهای من) بهانه‌ای شد برای نشر مجدد آن.

7
اشتراک‌گذاری
http://ideality.ir/?p=2369
لینک کوتاه این مطلب
س.م.ط.بالا
س.م.ط.بالا

چیزهایی هست که باید نوشت ....

6 دیدگاه

  1. mary

    عشق یعنی تو و اول کس تو
    عشق یعنی که به نام تو نشانی از تو

    آیه ای ، سوره ای از تسبیحی
    در نمازی که به نام تو سلامش دادم

    مردمک های دلم مردمک احساسند
    چشم می بندم از اکنون که تو چشم اندازی

    تو از آن دور بخوان باران را
    من از این نقطه تلاطم دارم

    96/10/16 mary

  2. mary

    این روز ها
    صدای من به همه چیز تبدیل شده است
    در صورتم چیزی نمی بینم
    در صدایم چیزی نیست
    که زنده بودنم را تایید کند
    انگار لبه عقیقم

  3. mary

    دل روشنی دارم ای عشق
    صدایم کن از هر کجا می توانی
    مرا می شناسی ای عشق
    گره خورده ام من به پرهای پرواز
    گره خورده ام من به معنای فردا
    دل تشنه ای دارم ای عشق
    مرا زنده کن زیر آوار باران
    مرا پل بزن تا سحر
    تو را می شناسم ای عشق

  4. mary

    هميشه چيزهايي كه نداشته‌ام را.
    بسيار دوست داشته‌ام.
    همچون تو. كه بسيار دوري.
    كه بسيار ندارم‌ات…
    ازخودت برایم بگو(پابلو نرودا)

  5. mary

    همیشه انتخاب اسم کتابها برام جالبه و قشنگ
    مثل همین کتاب از خودت برایم بگو

ارسال پاسخ