آدم و غیر از آن. این مطلب: آدم ها و گربه ها

س.م.ط.بالا
آدم و غیر از آن. این مطلب: آدم ها و گربه ها

آرزوها

آرزوهای زیادی داشت. رویاهایی که مثل ستاره های آسمون دور بودند، اما وقتی دستشو به سمت اونها می گرفت بین دو تا انگشتش جا می شدند. شاید یه روزی خلبان می شد و اونوقت می تونست با هواپیما بره تا یکی از اون ستاره ها.

خواب

شب ها قبل از اینکه “خواب” همه ی دردها رو توی تاریکی خودش فرو ببره، می تونست خیلی راحت ستاره ها رو ببینه. هیچی بین اون و آسمون نبود. صدای ساز می اومد؛ شکمش بود که هر شب “سازِ نداری” می زد.

شهر

صبح ها توی شهر، ستاره ای نبود. سطل های آشغال بود. قوطی ها، بطری ها و کارتن ها. بوی موندگی و گندیدگی.
پسر گربه هایی رو می دید که غذاشون رو از دست آدم ها و توی ظرف های مخصوص می گرفتند. به نظرش کمی عجیب بود. با سر خم شد توی سطل آشغال.

«س.م.ط.بالا»

6
اشتراک‌گذاری
http://ideality.ir/?p=1575
لینک کوتاه این مطلب
س.م.ط.بالا
س.م.ط.بالا

چیزهایی هست که باید نوشت ....

2 دیدگاه

  1. mary

    انگشت شمارند

    انگشت شمارند کارگرهایی
    که خوب کار ، مطالعه و تفریح می کنند

    پیچ های بسیاری ساخته می شوند …
    هر روز زیر دستگاه پرس .

    انگشت های زیادی را دیده ام که پیچ شدند
    کارگرانی
    که ده
    نه
    هشت
    هفت انگشت …
    و بعضی کارگرها هیچ گاه به ماه اشاره نمی کنند

    پدر
    زیر دستگاه فشار
    ما
    زیر فشار خون

    کارگران دستگاه پرس پیانیست های خوبی نمی شوند
    و طوری زندگی مطالعه وتفریح می کنند
    که اثر انگشت شان روی هیچ چیز نمی ماند

  2. mary

    خطبه ی از امام علی(ع) :
    بدان خدایی که گنج های آسمان و زمین در دست اوست، به تو اجازه ی درخواست داده، و برآورده کردن آن را به عهده گرفته است.
    تو را دستور داده که از او بخواهی تا ببخشاید.
    درخواست رحمت کنی تا ببخشاید
    و خداوند میان تو و خودش کسی را نگذاشته است تا حجاب و فاصله پدید آورد. و از گنجینه های رحمت او چیزهایی را درخواست کن که جز او کسی نمی تواند ببخشاید

ارسال پاسخ