آشناسوز. سروده ای قدیمی از هوشنگ ابتهاج

س.م.ط.بالا

آشناسوز

چرا پنهان کنم؟… عشق است و پیداست
درین آشفته اندوه نگاهم.
تو را می خواهم ای چشم فسونبار
که می سوزی نهان از دیرگاهم.

چه می خواهی ازین خاموشی سرد؟
زبان بگشا که می لرزد امیدم!
نگاه بی قرارم بر لب تست
که می بخشی به شادیها نویدم!…

دلم تنگ است و چشم حسرتم باز.
چراغی در شب تارم برافروز!
به جان آمد دل از ناز نگاهت؛
فرو ریز این سکوت آشناسوز!…

تهران، 5 بهمن 1328
هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه)

13
اشتراک‌گذاری
http://ideality.ir/?p=1172
لینک کوتاه این مطلب
س.م.ط.بالا
س.م.ط.بالا

چیزهایی هست که باید نوشت ....

ارسال پاسخ